بهترین و مطمئن ترین کارگزاران در ایران

همبستگی پیشرو در فارکس

اگر کسی بگوید کدام بازار بهتر است؟ من می‌گویم همه بازار خوب هستند و آنچه که مهم این است، اینکه شما چه کسی هستید و شما چه علم و دانش داردید

نفت؛قیمت همه چیز را تعیین می‌کند | فارکس؛ بازار درآمد روزانه است

دکتر امیر آبادی مدرس بازارهای مالی می‌گوید: کسانی که قصد معامله‌گری در فارکس را دارند، به غیر از تحلیل تکنیکال باید قیمت نفت را بررسی کنند.

وحید بلالی؛ بازار: «سودآورترین بازار مالی کدام است؟» امیر آبادی مدرس بازار مالی می‌گوید "همه بازارها خوب است و ما بازار بدی نداریم و همه چیز به فرد سرمایه‌گذار بستگی دارد. " هبستگی بازارهای مالی در دنیا و تنوع روز افزون این بازارها، سبب پیچیدگی در سرمایه‌گذاری شده است، بنابراین افراد به خصوص طیف جوان به دنبال سودآورترین باز مالی برای پولدار شدن می‌گردند.

تجربه سرمایه‌گذاری در ایران نشان می‌دهد هر بازاری که در حال رشد است استقبال بیشتری از سوی مردم می‌شود، به عنوان مثال در ابتدای سال زمانی که بازار سهام در حال رشد بود، حجم زیادی از نقدینگی به سمت این بازار حرکت کرد و یا الان که رمز ارزها در حال رشد هستند، سرمایه‌گذاران تمایل بیشتری به آن نشان دادند، بازدهی مهمترین شاخص افرادی است که به دنبال سرمایه‌گذاری می‌گردند در رابطه با اینکه بیشترین بازدهی در ایران در کدام بازار است با دکتر امیر آبادی مدرس بازار مالی به گفتگو نشستیم که در ادامه آن قسمت اول آن را می‌خوانید.

اگر کسی بگوید کدام بازار بهتر است؟ من می‌گویم همه بازار خوب هستند و آنچه که مهم این است، اینکه شما چه کسی هستید و شما چه علم و دانش داردید

*با توجه به کاهش ارزش پول ملی، بازدهی کدام بازار مالی(بورس، طلا، ارز، فارکس، رمز ارز و غیره) مطمئن‌تر است؟
قبل از پاسخ دادن به این سوال شما از کسی که چنین مسئله‌ای در ذهن دارد می‌پرسم، شما از بازارهای مالی چه می‌دانید، آیا شما رابطه بین نفت، طلا و دلار را متوجه می‌شوید، آیا شما روانشناسی بازار و معامله‌گری را درک می‌کنید؟ آیا شما چیزی در مورد تحلیل تکنیکال می‌دانید و آیا شما مدیریت سرمایه و ریسک را متوجه می‌شود؟

همه بازارها خوب هستند ما بازار بدی نداریم. مردم ما در ایران این گونه هستند، تا چیزی در حال حرکت به سمت بالا هست به سمت آن هجوم می‌آوردند، مثلا زمانی که طلا در حال رشد است، به سمت طلا حرکت می‌کنند، اما سوال این است که چه چیزی باعث شده طلا بالا برود؟ قاعدتا رهبری بازارهای مالی نفت است و زمانی که نفت به سمت بالا حرکت می‌کند، مسلما طلا پشت سر آن حرکت خواهد کرد و طلا به عنوان یک سرمایه‌گذاری امن، شاهد حرکت مردم به سمت خود است.

در کل اگر کسی بگوید کدام بازار بهتر است؟ من می‌گویم همه بازار خوب هستند و آنچه که مهم این است، اینکه شما چه کسی هستید و شما چه علم و دانش داردید؟

*در ایران همیشه گفته می‌شود بهترین و بالاترین بازده را بازار مسکن دارد.
برای بررسی بازار مسکن باید نگاه ۵ ساله به آن داشت؛ این بازار بسیار نزدیک به مباحث ریاست جمهوری است، یعنی هر چهار سال یک بار خارج از بحث تورم، قیمت مسکن به یکباره حرکت می‌کند و معمولا بنا به تجربه‌های دوران مختلف ریاست جمهوری، در دوران ریاست جمهوری برای ۴ساله دوم انفجار در مسکن رخ می‌دهد. مسکن برای دراز مدت خوب است اما برای کسی که اهل معامله‌گری در بازار مالی است این بازار پیشنهاد نمی‌شود.

*اگر ما به عنوان یک معامله‌گر بخواهیم درآمد روزانه یا هفتگی داشته باشیم کدام بازار را پیشنهاد می‌دهید؟
بازارهای مالی متعدد است؛ با این پیش فرض که اگر یک شخص تمام مباحث مربوط به بازارهای مالی مثل تحلیل تکنیکال و بنیادی و همچنین روانشناسی بازار را می‌داند بنده در چنین شرایطی اگر این شخص بخواهد در بحث معامله گری ورود پیدا کند بازار غیر متمرکز "فارکس" را پیشنهاد می‌دهم چرا که این بازار جدا از اینکه به طور تقریبی روزانه ۵.۵ تیرلیون دلار گردش مالی دارد و می‌تواند به راحتی نوسانگیری کند.

به عبارت دیگر بنده بازار فارکس را برای کسی که تمایل به نوسانگیری روزانه دارد پیشنهاد می‌دهم، با این فرض که اطلاعات لازم در مورد این بازار را داشته و برای خود مدیریت ریسک و سرمایه تعریف کرده باشد.

یک معاله گر باید بداند که عوامل تاثیر گذار بر قیمت نفت چیست؟ این عوامل خارج از بازارها مالی است و به روابط سیاسی کشورهای تولید کننده و کشورهای مصرف کننده بزرگ مثل چین، هند و آمریکا بستگی دارد

*الان که شما فارکس را به عنوان یک بازار برای نوسانگیری معرفی کردید نکاتی را که سرمایه‌گذار باید به آن توجه داشته باشد تا کال مارجین(از بین رفتن سرمایه) نشود، چیست؟
این سوال را می‌پرسم، شما فکر می‌کنند تحلیل تکنیکال چند درصد به سرمایه‌گذار کمک می‌کند؟ تنها ۱۰ درصد کار این بازار مربوط به مباحث تکنیکال می‌باشد و ۹۰ درصد آن روانشناسی بازار و روانشناسی معاله‌گری و همچنین مدیریت سرمایه و مدیریت ریسک است، یعنی ۹۰درصد خارج از بحث تکنیکال است.

برای درک بیشتر بنده یک مبحث را باز می‌کنم، فرض کنید شخص معامله‌گر فارکس یک معامله را باز کرده و با تکنیکال به این نتیجه رسیده که این معامله مناسب است، در این زمان این معامله گر باید برای انجام یک معامله درست، به موضوعات بنیادی بپردازد که در این راستا ما باید رابطه بین نفت، طلا، دلار و ارزهای رایج در جهان را بررسی کنیم.

برای شروع کار ما می‌خواهیم به بخش کوچکی از مسئله همبستگی متقابل بین بازارهای مالی جهان بپردازیم و رابطه بین نفت، طلا، دلار و ارز رایج ببین کشورهای مختلف را بررسی کنیم.

بازار نفت یکی از اصلی ترین بازارهای مالی جهان است که در رابطه با سایر بازارها پیشرو است به گونه‌ای که تغییرات نفت باعث تحول در دیگر بازارها می‌شود و جالب این است که عکس این موضوع هم صادق نیست و این مسئله بررسی تحولات نفت را چندین برابر می‌کند، نا گفته نماد که همبستگی پیشرو در فارکس تنها تا ۱۰ سال آینده نفت به عنوان لیدر بازارهای مالی جهان نقش ایفا می‌کند. یک معاله گر باید بداند که عوامل تاثیر گذار بر قیمت نفت چیست؟ این عوامل خارج از بازارها مالی است و به روابط سیاسی کشورهای تولید کننده و کشورهای مصرف کننده بزرگ مثل چین، هند و آمریکا بستگی دارد در نتیجه کسی که قصد سرمایه‌گذاری روی طلا یا دلار آمریکا و یا قصد معامله‌گری بر روی جفت ارز و غیره را دارد، جدا از بحث تکنیکال باید روند نفت را بررسی کند.

بر اثر گران شدن نفت سهام بسیاری از کشورهای و ارزهای رایج ضربه می‌بینند، از این بین می‌توان به سهام شرکت‌های خودروسازی اشاره کنیم که نفت از فاکتور تاثیر گذار بر قیمت آن‌ها است. علاوه بر آن با گران شدن نفت ارز رایج کشورهای که مصرف کننده بزرگ نفت هستند دچار تزلزل می‌شوند و باعث ضعف ارز رایج آن کشور می‌گردد، به عنوان مثال، ین ژاپن و دلار آمریکا در اثر گران شدن قیمت نفت دچار افت می‌شوند.

بر عکس دلار آمریکا و ین ژاپن، دلار کانادا با افزایش ارزش نفت قوی‌تر می‌شود چرا که کانادا از صادر کنندگان نفت است

در این شرایط اگر یک معامله گر بخواهد روی دلار معامله باز کند، بعد از تحلیل تکنیکال باید شرایط نفتو تاثیرگذاری آن را مد نظر قرار دهد، مثلا فردی با تحلیل تکنیکال به این نتیجه رسیده که بازار (فارکس) می‌خواهد بر روی معاملات دلار بر گردد اما این اتفاق رخ نمی‌دهد در نتیجه فرد، کارگزاری را مشکل این موضع می‌داند و بعد از یک مدت که این اتفاق تکرار شد، پلن معاملاتی خود را تغییر می‌دهد و فکر می‌کند مشکل خارج از داستان است در حالی که باید به مسائل بنیادی از جمله روند قیمت نفت توجه داشته باشد بنابراین این فرد باید مسائل روانشناسی و بنیادی را بررسی کند.

*امکان دارد برای روشن‌تر شدن موضوع چند مثال در مورد تاثیرات قیمت نفت بر ارز رایج کشورهای بزنید؟
بله؛ آمریکا به عنوان بزرگترین مصرف کننده نفت، اقتصادی به شدت حساس در برابر نفت دارد و این تغییر و تحول در نفت در ارز رایج این کشور تاثیر گذار است، برای مثال بعد از طوفان کاترینا که در آمریکا اتفاق افتاد، اثرات مخربی بر پالایشگاه کلیدی این کشور وارد کرد و قیمت نفت افزایش پیدا کرد و ما دیدم که متاثر از قیمت نفت، دلار داشت حرکت می‌کرد(نفت به سمت بالا و دلار به سمت پایین).

ژاپن، ۹۸ درصد از نفت خود را خارج از مرزها خودش تامین می‌کند و این نشان می‌دهد اقتصاد به شدت حساس نسبت به نفت دارد و هر گونه تغییر در نفت اقتصاد آن را تحت شعاع قرار می‌دهد و تغییرات قیمت نفت سبب تغییر ین این کشور خواهد شد.

اما بر عکس دلار آمریکا و ین ژاپن، دلار کانادا با افزایش ارزش نفت قوی‌تر می‌شود چرا که کانادا از صادر کنندگان نفت است، در نتیجه فردی که دلار کانادا را ترید می‌کند بعد از مباحث تکنیکال باید روانشناسی بازار و مباحث بنیادی را بررسی کند و صرفا به تکنیکال اکتفا نکند.

رابطه قیمت طلا با دلار و تورم آمریکا | حقایق بنیادی اونس طلای جهانی

در این مقاله به حقایق بنیادی ارزش و قیمت اونس طلا ی جهانی میپردازیم و رابطه این فلزگرانبها را با دلار و تورم آمریکا بررسی خواهیم کرد .

مجله افیکس کار: پس از اینکه قیمت طلا در سال 1980 به بالاترین سطح 850 دلار در هر اونس رسید، قیمت آن شروع به کاهش طولانی کرد که بیش از بیست سال به طول انجامید. اما این کاهش ارزش تنها با قیمت پایین آن مشخص نشد که در نهایت به حدود 250 دلار رسید.

نکته جالب توجه، عدم علاقه سرمایه گذاران به این فلز زرد و گرانبها بود که تقریباً بیست و پنج سال ادامه داشت. این بی علاقگی با کمبود تفسیر و اخبار در دسترس و مناسب همراه بود. طلا موضوع بحث رسانه های اصلی نبود، به همین سادگی!

روزنامه نگاران و تحلیلگران چیزهای زیادی برای گفتگو داشتند . آن زمان موضوعاتی مانند رکوردهای جدید تاریخ بورس سهام ، شوق تکنولوژی و فناوری های جدید، حملات تروریستی ، قیمت املاک و غیره مرکز گفتگوها بود.

  • بیشتر بخوانید : طلا، نه در عرش و نه در فرش است | قدرت خرید دلار آمریکا تنها فاندامنتال طلاست

اما در طول سال ها این دیدگاه تغییر کرده است.

در آگوست 2011 قیمت طلا به بالاترین حد خود یعنی کمی کمتر از 1900 دلار رسید. سپس ، مجدداً به طرز دردناکی در ژانویه 2016 تا 1040 دلار در هر اونس کاهش یافت. پس از اوج گیری در اگوست 2020 تا 2060 دلار در هر اونس ، قیمت طلا مجددا به پایین ترین حد خود به 1675 دلار رسید. در حال حاضر حدود 1770 دلار است.

اما این بار هیچ کمبودی در زمینه اخبار و تفسیر طلا وجود ندارد. انبوهی از متخصصان اطلاعات زیادی را برای کمک به سرمایه گذاران در زمینه طلا منتشر کرده اند. بدون شک ، این امر با رشد ارتباطات دیجیتالی و مدیا تقویت شده است. سرمایه گذاران در همه بازارها سود برده اند. هرچند عوامل دیگری نیز وجود دارد.

با افزایش قیمت طلا ، واقعیت شکاف های شدید در سیستم های مالی و سیاست های پولی بیشتر آشکار شد، گنجینه ای از اطلاعات جدید در زمینه طلا پیدا شده بود. همچنین ، بی ثباتی شدید در بازار سهام ، سرمایه گذاران را به سوی جایگزین های دیگری سوق داد.

متأسفانه ، این چاقوی ” فراوانی اطلاعات” دو سویه دارد . اطلاعات غلط زیادی هم در مورد طلا موجود است .

چهار حقیقت زیر برای درک فاندامنتال های حاضر و دقیق طلا بسیار مهم است :

  • طلا پول واقعی است.
  • ارزهای فیات و اوراق جایگزین پول واقعی هستند.
  • تورم ناشی از تصمیمات دولت ها است.
  • قیمت طلا تنها به ارزش دلار بستگی دارد

تنها طلا پول واقعی است

پول دارای سه ویژگی خاص است:

  • واسطه مبادلات تجاری است.
  • وسیله اندازه گیری ارزش کالاها و خدمات است.
  • یک ذخیره ارزشی است.

یک وسیله مبادلاتی باید قابل حمل باشد ، که مطمئناً طلا است. طلا به راحتی در اشکال و مقادیر قابل تشخیص برای استفاده در استانداردهای مختلف وزن و اندازه گنجانده شده است.

اما آنچه طلا را از سایر اقلامی که به عنوان پول استفاده می شود متمایز می کند ، شواهد آن به عنوان ذخیره ارزش است. در هیچ اخبار و مقاله مهمی این امر ، حتی به اندازه یک مقایسه ساده بین طلا و دلار آمریکا دیده نمیشود.

بانک فدرال رزرو ایالات متحده در سال 1913 تأسیس شد. در آن زمان دلار آمریکا به طور کامل با نرخ بیست (20.67 دلار) دلار در هر اونس به طلا تبدیل می شد. شما می توانستید اسکناس بیست دلاری آمریکا را با یک اونس طلا (0.9675) به شکل سکه مبادله کنید. این سکه ها توسط دولت آمریکا ضرب میشد.

مسئله اصلی در اینجا قابلیت تبدیل است. بیست دلاری آمریکا معادل و قابل معاوضه با یک اونس طلا بود.

در طول صد سال گذشته، دولت ایالات متحده این قابلیت تبدیل را به حالت تعلیق درآورد ؛ مالکیت طلا توسط شهروندان آمریکایی را ممنوع کرد و سپس چندین دهه بعد این حق قانونی را احیا کرد. در همین حال ، دلار آمریکا بدون هیچ گونه پشتوانه رسمی -که طلا بود – نود و نه درصد از قدرت خرید خود را از دست داده است.

برای خرید چیزی که صد سال پیش یک دلار لازم داشت، امروز صد دلار باید بدهید . در حالی که با یک اونس طلا همچنان امروز چیزی را میتوان خریداری کرد که صد سال پیش می خریدند.

  • بیشتر بخوانید : معامله موفق طلا در بازارهای جهانی در چهار قدم | انواع معاملات طلا

ارزهای فیات و اوراق، یک جایگزین برای پول واقعی

اولین سکه های طلا در حدود 560 قبل از میلاد ظاهر شد. با گذشت زمان ، ذخیره سازی مقادیر بیشتر طلا در انبارها عادت شد. رسیدهای کاغذی صادر شد که نشان می داد طلا در خزانه است. این رسیدها ابزارهای تجاری قابل مذاکره بودند .

آنها پول واقعی نبودند، اما پیشرو فرضی برای سیستم نقدینگی مدرن ما هستند. طلا پول واقعی و اصلی است.

تاریخچه ارتباط دلار با طلا

صاحبان خزانه (بانکداران) تصمیم گرفتند که راهی برای افزایش سود خود بیابند. دریافت هزینه از خدمات سپرده گذاری و نگهداری آنها کافی نبود. از آنجا که بیشتر طلا در انبار باقی ماند و بیشتر معاملات مربوط به مبادله یا انتقال رسیدهای کاغذی برای سپرده طلا بود ، آنها تصمیم گرفتند “وام” بصورت طلا/پول داده و سود دریافت کنند.

طبیعتا مقادیر تجمعی طلای قرض داده شده نباید از مقدار طلای ذخیره شده تجاوز میکرد. آنها امیدوار بودند که سپرده گذاران زیادی نخواهند همزمان طلای فیزیکی خود را بازخرید کنند. در این زمان، نشانه‌های معقولی وجود داشت که نشان می‌داد چقدر طلا باید در دسترس باشد تا بتواند تقاضای روزانه و مداوم برداشت فیزیکی را برآورده کند.

خزانه ها (بانک ها) شروع به صدور وام به صورت رسید با پشتوانه طلای سپرده گذاری کردند. تا زمانی که مردم به تجارت با رسیدهای کاغذی خود ادامه دهند، نباید مشکلی ایجاد میشد. بازخریدهای گاه به گاه رسیدها (برداشتن طلا از انبار) با چهره هایی خندان مواجه می شد. به نظر می رسید یک سیستم قابل اجرا است. اما ظاهرا “بانکداران” راضی نبودند.

آنها به زودی شروع به صدور وام/رسید بیشتر برای طلایی کردند که درواقع در خزانه وجود نداشت. البته آنها نیازی ندیدند این مساله همبستگی پیشرو در فارکس را به اطلاع دیگران برسانند . هنگامی که برخی می خواستند طلای خود را به صورت فیزیکی تحویل بگیرند ، باز هم می توانستند این کار را انجام دهند. ولی تا یک نقطه.

آنچه ما امروز پول می نامیم در واقع فقط کاغذ است.

در اواخر قرن بیستم، ارز کاغذی ایالات متحده با بیانیه ای واضح منتشر شد که مشخص می کرد برای مقادیر مشخصی از طلا (و نقره) با نرخ های ثابت قابل بازخرید است. علاوه بر این ، طلا (و نقره) همزمان با ارز کاغذی ایالات متحده گردش می کرد و قابل تعویض بود. ظاهراً سوالاتی در مورد ارزش پول کاغذی مطرح شد. افراد بیشتری از جمله شرکتها و کشورها “اسکناس- طلا” را انتخاب کردند.

اما طلای کافی برای برآوردن مطالبات بازخرید وجود نداشت یا بانک ها و دولت نمی خواستند آن را آزاد کنند. بنابراین در سال 1933 ، رئیس جمهور روزولت فرمان اجرایی “ممنوعیت احتکار سکه طلا ، شمش طلا و گواهی های طلا در قاره آمریکا را صادر کرد”.

در سال 1964، ایالات متحده به استفاده از نقره در ضرب سکه های مورد استفاده برای پول قانونی پایان داد. در سال 1971 ، رئیس جمهور نیکسون تبدیل دلار آمریکا به طلا را توسط کشورهای خارجی تعلیق کرد.

درطول چهل و پنج سال گذشته هیچ گونه تبدیل دلار آمریکا (به عنوان رسید کاغذی) به طلا (یعنی پول) وجود ندارد. آنچه ما امروز پول می نامیم در واقع فقط کاغذ است. جالب اینکه که می توانیم از آن برای خرید طلا استفاده کنیم.!

اکنون اگر باهوش باشیم میدانیم “طلا پول واقعی و اصلی است ” چه مفهومی دارد.

  • بیشتر بخوانید : اونس طلا چیست و ارزش آن چگونه محاسبه میشود؟ | همه چیز درباره انس طلا

تورم ناشی از تصمیمات دولت ها است.

حقیقت این است که تورم، تحقیر پول از سوی دولت هاست. آثار تورم متغیر و غیرقابل پیش بینی است. بانک فدرال رزرو ایالات متحده توانسته است قدرت خرید دلار آمریکا را در طول قرن گذشته کم کم از بین ببرد. نتیجه یک دلاری است که نود و نه درصد کمتر از سال 1913 ارزش دارد.

واژه دولت شامل بانک های مرکزی ، به ویژه بانک فدرال رزرو ایالات متحده نیز می شود. دولت با افزایش عرضه ارز و اعتبار باعث تورم می شود. این افزایش عرضه ، ارزش پول را کم می کند.

دقیقاً به همین دلیل است که با گذشت زمان ، ارز دلار آمریکا قدرت خرید خود را از دست داده است. امروزه برای خرید چیزی که ده سال پیش ، بیست سال پیش و غیره می توانست خریداری شود ، دلار بیشتری نیاز است و بیش از صد سال است که این کاهش ادامه دارد.

آنچه اکثر مردم از آن به عنوان تورم یا علل آن یاد می کنند هیچ کدام از این دو مورد یعنی افزایش عرضه اسکناس و کاهش ارزش پول نیستند. چیزی که مردم میبینند ، آثار تورم هستند. افزایش قیمت کالاها و خدمات، نتیجه تورمی است که قبلاً ایجاد شده است.

هر چه بیشتر، ارزش آن کمتر

هنگامی که فدرال رزرو آزمایش بزرگ خود را آغاز کرد ، قیمت طلا با نرخ 20.67 دلار در هر اونس ثابت و تبدیل شد. این نرخ ثابت ارز قرار بود به عنوان محدودیتی برای دولت عمل کند تا آنها را از تأمین دلارهای اضافی برای تأمین نیازهای هزینه ای خود باز دارد.

در اینجا یک مثال تاریخی از نحوه اعمال تورم در طلا قبل از اختراع ماشین چاپ و ظهور ارزهای کاغذی میزنیم…

«حاکمان اولیه ، تکه‌های کوچکی از سکه‌هایی را که از طریق مالیات و سایر عوارض علیه رعایای خود جمع می‌کردند، می بریدند. قطعات بریده شده را ذوب و به سکه های جدید تبدیل میکردند. سپس بین تمام سکه ها به گردش در می آوردند. همه سکه ها از نظر ارزش برابر بودند. همانطور که این روند تکامل یافت و سکه های بریده شده بیشتر و بیشتری در گردش ظاهر شدند، مردم مشکوک تر و نگران تر شدند. بنابراین ، قدرت های حاکم شروع به تغییر/کاهش محتوای فلزات گرانبها در سکه ها کردند. این امر هزینه ساخت و انتشار سکه های جدید را کاهش داد. دیگر نیازی به خرد کردن سکه ها نبود.

از مثال بالا ، سخت نیست که ببینیم چگونه می توان هر چیزی را که به عنوان پول استفاده می شود به نحوی برای برآوردن نیازهای مخارج دولت تغییر داد. اما چنین روندی دشوار و ناخوشایند بود.

پول کاغذی وارد میشود

با ظهور ماشین چاپ، پول کاغذی به “نوآوری بزرگ بعدی” تبدیل شد. در ابتدا، مردم به «پول!» جدید با شک و تردید نگاه کردند. سکه ها با محتوای فلزات گرانبها مانند مس، نقره و طلا در کنار پول های کاغذی جدید به گردش خود ادامه دادند. بنابراین ، حداقل در ابتدا لازم بود که دولت نوعی ارتباط بین پول با ارزش شناخته شده و پول بی ارزش برای تشویق استفاده از آن حفظ کند.

سرانجام ، آن پیوند قطع شد. ابتدا به طور جزئی، سپس به طور کامل با حکم یا فرمان حکومتی انجام شد. دلار امروز نه تنها هیچ ارزش ذاتی ندارد ، بلکه به طور مداوم از طریق روشهای ظریف و پیچیده تر بانکداری، ذخیره کسری و گسترش اعتبار کاهش می یابد.

دولت با افزایش عرضه اسکناس و اعتبارات بانکی باعث تورم همبستگی پیشرو در فارکس می شود. و این افزایش عرضه اسکناس، ارزش آن را کاهش می دهد. دقیقاً به همین دلیل است که دلار آمریکا همچنان قدرت خرید خود را از دست می دهد. از دست دادن قدرت خرید منجر به افزایش قیمت برای بیشتر کالا و خدمات می شود. باقی را شما حدس بزنید

طلا یک سرمایه گذاری نیست

همچنین بسیار مهم است که بدانیم طلا چه چیزی “نیست”!

طلا یک سرمایه گذاری نیست ؛ همچنین ، این یک مانع در برابر تورم یا بدتر شدن اقتصاد جهانی نیست. همچنین طلا چیزی را بیمه نمیکند و یا بازمانده دوران بربریت نیست.

وقتی طلا به عنوان یک سرمایه گذاری تجزیه و تحلیل می شود ، با انواع دیگر سرمایه گذاری ها مقایسه می شود. سپس تحلیلگرها شروع به جستجوی همبستگی آن با سایر دارایی ها می کنند.

مثلا میگویم “سرمایه گذاری” در طلا با بورس سهام رابطه معکوس دارد. اما دوره هایی وجود داشته است که هم سهام و هم طلا به طور همزمان بالا یا پایین می روند.

برخی میگوید “از آنجا که طلا سود پرداخت نمی کند ، در رقابت با سایر سرمایه گذاری هایی که این کار را می کنند ، مشکل دارد.”

این نقل قول و هر گونه تنوع آن که نشان دهنده همبستگی بین طلا و نرخ بهره باشد ، نادرست است.

تحلیل تکنیکال اونس طلا :

رابطه طلا و نرخ بهره

بین نرخ بهره و طلا هیچ همبستگی (معکوس یا غیر آن) وجود ندارد.

ما می دانیم که اگر نرخ بهره افزایش یابد ، همبستگی پیشرو در فارکس قیمت اوراق قرضه کاهش می یابد. بنابراین یکی دیگر از روش های گفتن اینکه طلا با افزایش نرخ بهره متضرر می شود این است که با کاهش قیمت اوراق قرضه ، طلا نیز کاهش خواهد یافت.

به عبارت دیگر ، این قیمت طلا و اوراق قرضه است که با هم رابطه مثبت دارند. در نتیجه طلا با افزایش نرخ بهره متضرر میشود.

با این حال ، در طول دهه 1970 ، قیمت طلا از 40 دلار تا 850 دلار در هر اونس افزایش یافت. نرخ بهره اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده از 8% به 5% کاهش یافت ! چرا چنین چیزی اتفاق افتاد؟

در اینجا هر توضیحی که بر همبستگی بین طلا و نرخ بهره تأکید کند ، مفید و نادرست است.

تقریباً به طور جهانی پذیرفته شده است که طلا از تهدیدات جنگ و شرایط ناشی از آن “سود” خواهد برد. این امر در پرایس اکشن طلا آشکار شد زیرا جنجال با کره شمالی چندین سال پیش به صفحات اول اخبار دنیا رسید. این وضعیت بسیار ترسناک بود . اما در واقع هیچ تاثیر “ثابتی” بر قیمت طلا نداشت.

یک عامل “شوک” اولیه وجود دارد که به نظر می رسد معامله گران را تشویق می کند تا طلا را در صورت وقوع یک رویداد بین المللی خریداری کنند. این می تواند اقدامات تروریستی ، انتخابات سیاسی ، ترورها ، حتی بلایای طبیعی باشد. اما تأثیر آن بر بازار طلا کوتاه مدت است.

این امر به این دلیل است که هرگونه تأثیر پیوسته و پایدار بر قیمت طلا توسط آنچه برای دلار آمریکا اتفاق می افتد تعیین می شود ، نه خود رویداد.

رابطه طلا و دلار آمریکا

دلار آمریکا تنها وجه مشترک با طلا در همه موارد ذکر شده در بالا است.

ساده بگوییم : کاهش دلار آمریکا به معنای افزایش قیمت طلا است و نه هیچ چیز دیگر! وخامت مداوم و بی پایان ارزش دلار به معنای افزایش قیمت طلا در طول زمان است. در واقع قیمت طلا نشان دهنده ارزش آن نیست قیمت طلا منعکس کننده ارزش دلار آمریکا است.

ثبات یا تقویت دلار آمریکا منجر به ثبات یا کاهش قیمت طلا می شود. به عبارت دیگر ، با گذشت زمان ، قیمت طلا با از دست دادن قدرت خرید دلار آمریکا رابطه عکس دارد.

وقتی همبستگی پیشرو در فارکس قیمت هر اونس طلا در آگوست 2020 در 2060 دلار به اوج رسید ، ارزش آن صد برابر بیشتر از قیمت ثابت دلار آمریکا یعنی 20.67 دلار در هر اونس بود.

این تقریباً نود و نه درصد کاهش قدرت خرید دلار آمریکا را در طول یک قرن نشان می دهد. نشان می دهد که طلا بر خلاف دلار، ذخیره ارزش است.

موضوع طلا مربوط به قیمت نیست. درباره ارزش است.

طلا پول واقعی و ذخیره ارزش است. دلار آمریکا یک جایگزین کاغذی برای پول واقعی بود و یک شکست کامل به عنوان ذخیره ارزش است.

اگر فکر می کنید تأثیرات فعلی تورم هنوز کمرنگ است ، این بدان معناست که احتمال افزایش قیمت طلا وجود دارد. اما به خاطر بسپارید آثار تورم غیرقابل پیش بینی است. افزایش طلا وقتی تائید می شود که ابتدا قیمت ها افزایش یابد.

فعلا قیمت طلا افزایش نمی یابد زیرا مردم هنوز انتظار دارند تورم بدتر شود. این تنها نشان دهنده از دست دادن قدرت خرید دلار آمریکا است که بسیار زودتر آغاز شده است. علاوه بر این ، ممکن است سالها طول بکشد تا قیمت طلا منعکس کننده هرگونه کاهش در قدرت خرید دلار باشد.

این را می توان با سناریویی که پس از اوج قیمت طلا در آگوست 2011 نزدیک به 1900 دلار در هر اونس و همچنین طی بیست سال اخیر پس از اوج قیمت آن در ژانویه 1980 ، نشان داد.

نحوه استفاده از EUR / JPY به عنوان شاخص پیشرو برای سهام

نحوه استفاده از EUR / JPY به عنوان شاخص پیشرو برای سهام

همانطور که قبلا گفتیم، برای اینکه کسی در یک بازار سهام خاص سرمایه گذاری کند، برای خرید سهام نیاز به پول محلی دارد.

شما می توانید تصور کنید که تاثیر بازار سهام مانند DAX (یعنی بازار سهام آلمان) چه تاثیری روی ارزها دارد.

در تئوری، هرگاه DAX بالا می رود، احتمالا می توان انتظار داشت که یورو نیز افزایش یابد، زیرا سرمایه گذاران نیاز دارند که در این بالا رفتن قیمت یورو دست داشته باشند.

شاخص پیشرو جفت ارز چیست ارزهای اصلی برای سهام و بورس

هنگامی که هم بستگی کامل نیست، آمار نشان می هد که هنوز تا حدی دقیق است.

ما در اینجا در BabyPips.com خودمان تحقیق کمی انجام دادیم و متوجه شدیم که EUR / JPY به شدت با بازارهای سهام در سراسر جهان مرتبط است.

شما باید بدانید که ین، همراه با دلار آمریکا، در میان ارزهای اصلی محصور شده است.

هر وقت اعتماد در اقتصاد جهانی پایین می آید و معامله گران می ترسند، ما معمولا می بینیم که معامله گران پول خود را از بازار سهام می گیرند، که منجر به کاهش ارزش DAX و S & P500 می شود.

با توجه به پولی که از این بازارها بیرون کشیده می شود، معمولا شاهد کاهش ارزش یورو/ین هستیم چرا که معامله گران دنبال جبران هستند.

از سوی دیگر، زمانی که خورشید روشن است و ریسک پذیری شایع است، سرمایه گذاران پول خود را به بازارهای سهام می رسانند، که به نوبه خود موجب افزایش یورو / ین می شود.

برای دیدن رابطه بین EUR / JPY و DAX و S & P500 به نمودار زیر مراجعه کنید.

به نظر می رسد که این همبستگی در این دهه گذشته خوب بوده است، زیرا EUR / JPY و هر دو شاخص با هم به طور پیوسته رشد کرده اند، تا سال 2008، هنگامی که ما با بحران مالی بزرگ (GFC) مواجه شدیم.

در اواخر سال 2007، EUR / JPY به اوج خود رسید و شاخص های سهام نیز چنین بود.

رابطه طلا و نفت

یکی از مسائل بسیار قابل توجه در عرصه بازارهای مالی رابطه تنگاتنگ قیمت کالاها و ارزش ارزهای کشورهای مختلف جهان با یکدیگر است. به طوری که در هیچ بازاری نمی توان منفرد عمل کرد و به اخبار و اطلاعات مربوط به آن کالا یا ارز بسنده کرد و باید اطلاعات جامعی اگر نگوییم از تمام کالاها لااقل از تعداد قابل توجهی از آنها را گردآوری و تحلیل کرد تا به نتیجه ای مطلوب رسید.

البته چه در مورد رابطه دلار و نفت که به آن پرداخته شد و چه درباره مسائلی که در ادامه مطرح می شود باید این نکته را در نظر گرفت که رابطه بین ارزها و کالاهای حساس مثل نفت و طلا صرفاً یکی از چندین پارامتر تأثیرگذار است و چه بسا در شرایط خاص این ملاحظات از طرف بازیگران بازار نادیده گرفته شود. تشخیص اینکه در چه شرایطی این روابط محکم و استوار است و در چه شرایطی سست و ناپایدار، به عهده تحلیلگران بازارهای مالی و این مهم خود امری دشوار است.

در اینجا سعی شده به بخش کوچکی از مساله پیوستگی متقابل بین بازارهای مالی جهان پرداخته شود و به عنوان شروع کار رابطه نفت و طلا و ارز های کشورهای مختلف من جمله دلار آمریکا، یورو، ین، پوند، دلار استرالیا، فرانک سوئیس و. مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا از نفت شروع می کنیم.

بازار نفت یکی از اصلی ترین بازارهای جهانی است که معمولاً در رابطه با دیگر بازارها، پیشرو است. به عبارت دیگر تغییرات نفت موجب تحول در دیگر بازارها از جمله ارز می شود و عکس این موضوع معمولاً صادق نیست. این مسئله اهمیت بررسی تحولات نفت را دوچندان می کند.

عوامل تأثیرگذار بر قیمت نفت خارج از بازارهای مالی هستند و بیشتر به مسائل سیاسی جاری در کشورهای تولید کننده و به تقاضا از طرف مصرف کنندگان بزرگ مثل چین و هند و ایالات متحده مربوط می شود.

اما تغییرات قیمت نفت تأثیر شدیدی بر بازارهای مالی دارد. براثر گران شدن نفت سهام بسیاری از شرکتها و ارزهای رایج ضربه می بینند که از آن میان می توان به سهام شرکتهای اتومبیل سازی اشاره کرد که قیمت نفت از فاکتورهای تأثیرگذار بر آنها است. نفت در بازار ارز نیز تأثیر خود را می گذارد و با گران شدن نفت ارز رایج کشورهایی که مصرف کنندگان بزرگ نفت هستند با کاهش ارز روبه رو می شود که از بین آنها می توان به دلار و ین اشاره کرد.

آمریکا به عنوان بزرگترین مصرف کننده نفت، اقتصادی به شدت حساس در برابر نفت دارد و اگرچه در این مقاله قصد بحث در مورد تاریخ حضور آمریکا در خاورمیانه را نداریم اما نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر این منطقه ژئوپلیتیک نشان دهنده میزان حساسیت آمریکا به مسئله نفت است.

این حساسیت را در پول رسمی این کشور، دلار، نیز می توان مشاهده کرد. به عنوان مثال در گذشته پس از طوفان کاترینا و اثرات مخربی که بر پالایشگاه های کلیدی آمریکا وارد آمد دلار نیز متأثر از قیمت نفت حرکت می کرد و با بالاتر رفتن آن ضعیف تر می شد.

ین ارز رایج سرزمین آفتاب تابان نیز از بزرگترین قربانیان نفت است. ژاپن بیش از ۹۸درصد از نفت خود را از خارج از مرزهای خود وارد می کند و اقتصادی به شدت وابسته به نفت دارد به همین دلیل نسبت به افزایش قیمت نفت از خود حساسیت نشان می دهد.

از دیگر ارزهایی که به تغییرات قیمت نفت از خود حساسیت نشان می دهند می توان به دلار کانادا اشاره کرد که برخلاف دلار و ین از افزایش ارزش این ماده ژئوپلیتیک سود می برد. کانادا از صادرکنندگان نفت است و کاملاً طبیعی است که بر اثر بالا رفتن قیمت نفت، اقتصاد قوی تر و در نتیجه ارز قوی تر داشته باشد به طوری که دلار کانادا در سالهای اخیر که قیمت نفت روبه رشد بوده و تنها از اواسط سال ۲۰۰۳ تاکنون از حدود ۲۴ دلار به حوالی ۷۵ دلار رسیده است، رشد شدیدی را تجربه کرده و با شیب تندی در برابر دلار آمریکا صعود کرده به طوری که زوج ارز USD/CAD در دهم می سال جاری به مرز ۱۰/۱ سقوط کرد (چون دلار کانادا در مخرج کسر قرار دارد هرچه این عدد کمتر باشد به معنی قوی تر بودن دلار کانادا است) و این در حالی است که این عدد از اوایل سال ۱۹۷۸ مشاهده نشده بود.

از دیگر کالاهای حیاتی و بسیار مهم در عرصه مبادلات جهانی که نفت تأثیر زیادی بر آن دارد می توان به طلا اشاره کرد.

بالا رفتن قیمت نفت موجب افزایش تورم جهانی می شود و در این شرایط سرمایه گذاران علاقه مند هستند تا سرمایه خود را به چیزی تبدیل کنند تا بیشترین مقاومت را در برابر افزایش تورم داشته باشد، طلا یکی از بهترین انتخاب های آنان است و به همین دلیل تقاضا برای طلا بالا رفته و موجب گرانی آن می شود.

از طرف دیگر طلا و نفت عوامل تأثیرگذار مشترک یکسانی دارند که موجب می شود قیمت این دو کالای حیاتی هم جهت باشد. به عنوان مثال تنش های منطقه ای علی الخصوص در خاورمیانه هم باعث بالا رفتن قیمت نفت و هم طلا می شود.

تأثیرگذاری قیمت نفت بر طلا موجب می شود تا نفت به صورت غیر مستقیم بر بسیاری دیگر از کالاها، سهام شرکتها و ارزهای رایج کشورهای مختلف نیز تأثیر بگذارد.

طلا

تغییرات قیمت طلا نیز تأثیر زیادی بر بازارهای مالی جهان دارد. در بازار ارز عمده ارزهایی که رابطه تنگاتنگی با طلا دارند عبارت اند از دلار، فرانک سوئیس و دلار استرالیا. برخلاف نفت که در تمامی روابط خود با دیگر بازارها نقش پیشرو (Leader) را داشت طلا در رابطه خود با بازار ارز گاه نقش پیشرو و گاه نقش پیرو را بازی می کند.

به عنوان مثال در رابطه طلا با دلار، دلار نقش پیشرو را بازی می کند و تغییرات طلا متأثر از تغییرات دلار است. عکس آن نیز در مواردی دیده شده است. یعنی طلا دلار را مطیع خود کرده و تغییرات دلار از پی تغییر قیمت طلاآمده اما به طور کلی آنچه معمول است اینست که دلار جهت طلا را مشخص می کند. علت این مسئله اینست که طلا در بازارهای جهانی به دلار ارزش گذاری می شود و با بالا رفتن ارزش دلار قیمت طلا برای کسانی که با دیگر ارزها قصد خرید دارند گران می شود و در نتیجه از تقاضای آن کاسته شده که کاهش قیمت را به دنبال دارد. عکس این موضوع نیز صادق است یعنی کاهش ارزش دلار موجب کاهش قیمت طلا برای خریدارانی است با ارزی غیر از دلار که قصد خرید دارند ، در نتیجه تقاضا بالا رفته موجب افزایش قیمت می شود.

بنابراین یکی از اولین قوانین بازار طلا اینست که قیمت این فلز با ارزش دلار رابطه معکوس دارد و در جهت خلاف آن حرکت می کند. البته بسیاری اوقات دیده شده که این قانون نقض می شود و طلا و دلار هم جهت با یکدیگر حرکت می کنند که نمونه مشهور آن هم رفتار بازار در سال ۲۰۰۵ بود که طلا و دلار هر دو افزایش داشتند.

از دیگر ارزهایی که متأثر از قیمت طلا ارزش خود را تنظیم می کند فرانک سوئیس است. کشوری که دارای ذخایر بالای طلا است و به همین دلیل بالا رفتن قیمت این فلز موجب افزایش ارزش پول رایج این کشور می شود.

ممکن است اینجا این سؤال پیش بیاید که چرا دلار با وجود اینکه آمریکا دارای بیشترین ذخایر طلای جهان است از قاعده ای که بین ارزش طلا و فرانک سوئیس است پیروی نمی کند. در پاسخ باید گفت اقتصاد آمریکا اقتصاد بسیار بزرگی است و با اینکه دارای بیشترین ذخایر طلای جهان است اما این میزان طلا به نسبت کل اقتصاد این کشور ناچیز است و وزنه سنگینی محسوب نمی شود اما در مورد سوئیس اینگونه نیست و ذخایر طلای سوئیس برای اقتصاد متوسط این کشور وزنه وزینی محسوب می شود و تغییر ارزش در قیمت طلا اقتصاد این کشور را قدرتمند تر می کند که بالا رفتن ارزش ارز اولین نتیجه آن است.

pforexcom

مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex: معامله‌گران معمولا از همبستگی ارزها برای معاملات بین بازاری، پوشش ریسک یک معامله یا تنوع دادن به پرتفوی خود و مقابله با ریسک، استفاده می‌کنند. معا

مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex

مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex: معامله‌گران معمولا از همبستگی ارزها برای معاملات بین بازاری، پوشش ریسک یک معامله یا تنوع دادن به پرتفوی خود و مقابله با ریسک، استفاده می‌کنند.همبستگی پیشرو در فارکس

معاملات بین‌بازاری

شناسایی بازارهایی که با هم نسبت نزدیکی دارند می‌تواند سودمند باشد زیرا اگر الگوها در یک بازار شفافیت نداشته باشند، الگوهای شفاف‌تری را می‌توان در یک بازار دیگر استفاده کرد تا به معامله‌گان برای ثبت معاملات در بازار اول، کمک کرد.

roboforex فارسی - مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex - بونوس روبو فارکس - روبو فارکس ایران - همبستگی ارزها - جدول همبستگی ارزها - حکم شرعی در فارکس

بازار کالاها مخصوصا می‌تواند برای همبستگی مفید باشد و یک مثال از معاملات بین بازاری جهت‌ارز USD/CAD و نفت می‌باشد (مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex).

پوشش ریسک یک معامله

پوشش ریسک یک معامله نیز یک دلیل دیگر برای استفاده از همبستگی ارزها می‌باشد (مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex).

اگر شما پیش‌بینی می‌کنید که قیمت دلار استرالیا افزایش پیدا خواهد کرد و بخواهید AUD/USD بخرید، پس خرید USD/CHF در کنار آن برای پوشش مقداری از ریسک دلار آمریکا می‌تواند حرکت عاقلانه‌ای باشد.

در زمان پوشش ریسک، مقادیر پوینت و پیپ متفاوت می‌تواند برای معامله‌گر مزیت محسوب شود (مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex).

بهترین استراتژی‌های فارکس - مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex - ضریب همبستگی بورس - دانلود متاتریدر روبو فارکس - شارژ و برداشت ریالی - احساسات بازار

تنوع‌دادن به پرتفوی و ریسک

معامله‌گران همینطور می‌توانند از همبستگی ارزی برای تنوع دادن به پرتفوی خود و همینطور متنوع‌سازی ریسک استفاده کنند (مزایای استفاده از همبستگی ارزها RoboForex).

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا