گزینه های باینری تجارت در ایران

برای مدیران استراتژی

نتایج بلندمدت حاصل از آموزش خوب و مناسب مدیریت استراتژیك

وقتی به دنبال نوع درستی از آموزش مدیریت استراتژیك هستید، آنچه شركت شما را به سوی آینده هدایت كرده و به وسیله آن نقشی كلیدی در آن آینده ایفا خواهد نمود را خواهید داشت. همچنین از مزیت مهارت های ضروری، فرآیندهای فكری و ابزارهایی كه نیاز دارید تا ارزش شركت خود را در زمان حال ‌و آینده به نمایش بگذارید نیز برخوردار خواهید بود.
با این حال، این بدان معنا نیست كه فرآیند مورد بحث آسان و راحت خواهد بود. باید آمادگی رویارویی با چالش های بسیاری را در سفر خود داشته باشید،‌ چالش هایی كه برخی از آنها برای كسب و كار شما حیاتی و اساسی هستند. غیر از اینها، این نكته نیز حائز اهمیت است كه محیط كسب و كار در دوران جدید به صورت روزانه تغییر می كند. در انتهای روز، این وظیفه مدیریت استراتژیك است - كه به شیوه ای عمل نماید كه كسب و كار مربوطه، توانایی ادامه مسیر و عقب نیفتادن از سرعت دائمی تغییرات در محیط تجاری را داشته باشد.

رویکردهای غالب در مدیریت استراتژیک

این مقاله سه رویکرد غالب در مدیریت استراتژیک را – دیدگاه سازمانی صنعتی، دیدگاه فرآیندی و دیدگاه مبتنی بر منابع- که تاثیر زیادی بر ادبیات این حوزه داشته اند، معرفی می کند.

در ابتدا مفهوم استراتژی و نظریه‌های اولیه استراتژی توضیح داده می شود و در ادامه این سه رویکرد مورد تحلیل قرار می گیرد. آنچه که در نهایت از این مقاله نتیجه گیری می توان کرد آن است که رویکردهای سازمان صنعتی و مبتنی بر منابع هر دو بر مزیت رقابتی تمرکز می کنند ولی دیدگاه آنها در این که مزیت رقابتی چیست و بر چه مبنایی استوار است تفاوت می کند.

در حالی که به‌نظر می رسد هر دو رویکرد سازمان صنعتی و مبتنی بر منابع دیدگاهی «محتوا محور» در مدیریت استراتژیک دارند و محتوای استراتژی مانند ویژگیهای محصول، بازارها، رقبا، فعالیتهای سازمان، منابع و … را مورد توجه قرار می دهند. رویکرد مبتنی بر فرآیند در استراتژی بر فرآیندی که این ویژگیها و محتوا ایجاد شده و مدیریت می شود تمرکز می کند.

مقدمه

تئوری استراتژی عملکرد، شرکت را در یک محیط رقابتی توصیف برای مدیران استراتژی می کند روملت و همکاران در تلاشی که جهت خلاصه کردن تاریخچه مدیریت استراتژیک انجام داده اند اشاره می کنند که استراتژی، نشان دهنده «مسیر و جهت‌گیری سازمانها» است. نویسندگان اضافه می کنند که تئوری استراتژی، شامل موضوعاتی است که ملاحظات عمده مدیران ارشد یا هر مقام دیگری که دلایل موفقیت یا شکست بین سازمانها را جستجو می کند در برمی‌گیرد و رقابت، موضوع اصلی این تئوری است. به‌دلیل وجود رقبا، لازم است سازمانها در مورد انتخاب گزینه‌های زیادی تصمیم‌گیری کنند که تعدادی از آنها نیز استراتژیک هستند. این انتخابها عبارتند:

  1. انتخاب اهداف اصلی سازمان
  2. انتخاب محصولات و خدماتی که سازمان باید عرضه کند.
  3. طراحی و شکل دهی سیاستهایی که نشان می دهد شرکت چگونه خود را آماده رقابت می کند.
  4. تعیین سطح حوزه و تنوع محصولات و خدمات
  5. ساختار سازمان، سیستم‌ها و خط‌مشی‌‌های اداری که برای تعریف و هماهنگی کارها استفاده می شود.
  6. تعیین نوع فعالیتهایی که شرکت می‌خواهد از حوزه انجام آنها خارج شود
  7. تصمیم‌گیری در مورد ورود به بازارهای بین‌الملل
  8. تعیین اینکه آیا شرکت برآن است که در شرکتهای دیگر ادغام شود یا یک مشارکت تشکیل دهد.

“پورتر” نیز با دیدگاهی مشابه روملت اذعان می کند که استراتژی، موضع‌یابی شرکت در بازار و نحوه بکارگیری ترکیبی از فعالیتهای منحصر بفرد سازمان را مورد توجه قرار می دهد و استراتژی‌سازی، یک چالش سازمانی است که بستگی به هدایت و هماهنگی سطوح مختلف مدیران در سازمان دارد.
دیدگاههای مختلف استراتژی به‌طور متنوع در ادبیات مدیریت استراتژیک یافت می شود.
شاید به تعداد استراتژیست‌ها رویکرد استراتژی معرفی شده است. ما در این مقاله بر سه رویکرد عمده و غالب در استراتژی تمرکز خواهیم کرد: رویکرد سازمان صنعتی، رویکرد مبتنی بر منابع و رویکرد فرایندی. در ادامه ضمن ارائه خلاصه ای از تلاشهای برای مدیران استراتژی برای مدیران استراتژی استراتژیست‌های اولیه، این دیدگاهها توضیح داده می شود.

نظریه‌های اولیه استراتژی

استراتژیست‌های اولیه مانند، چاندلر، آنسوف و اندروز، بر تئوری‌های استراتژی، به‌دلیل آنکه کمتر مورد توجه دیگران قرار گرفته بود تمرکز کردند.

چاندلر با جدا کردن استراتژی از ساختار سازمانی اشاره می کند، مدیرانی که تصمیمات روزانه را از تصمیمات بلندمدت جدا می‌کنند قادرند نتایج قابل توجهی را در عملکرد سازمانی خود به‌دست آورند. دیدگاهی مشابه این رویکرد سالها قبل توسط «سلزینک» معرفی شده بود. وی با تفکیک کردن «سازمانها» از «موسسات» ادعا می‌کند که سازمانها صرفا ابزاری در دست مدیران هستند در حالی که موسسات علاوه‌بر خصوصیات دیگر از ویژگیها و شایستگیهای «متمایز» تشکیل شده‌اند. ایده مهم دیگری که در تئوریهای اولیه استراتژی مطرح شد تمایز بین محیط و سازمان بود.

“اندروز” با تاکید بر این دوگانگی اشاره می‌کند که محیط صنعتی و چالشهای آن باید با تغییرات داخل سازمان و به‌کارگیری منابع و شایستگیهای سازمانی تطبیق داشته باشد. در نظر او استراتژی به معنی تحلیل فرصتها و تهدیدهای خارجی، نقاط قوت و ضعف داخلی و تطبیق این عوامل به‌منظور فرمولی کردن استراتژی است. (فرموله کردن استراتژی جدا از اجرای آن است). «انسوف» نیز مطالعات مفهومی بسیاری درباره استراتژی‌های تنوع‌گرایی انجام داده است.
اگرچه در تحقیقات آکادمیک می‌توان ردپایی از تئوری‌های کلاسیک سازمان را همراه با تئوری‌های استراتژی یافت، به‌کارگیری این دو تئوری بسیار نادر است. با اینکه در دهه ۱۹۶۰ تئوری استراتژی و تئوری سازمان کاملا قابل تفکیک نبودند، در اواسط دهه ۱۹۷۰ تئوری سازمان مسیری متفاوت از استراتژی را در پیش گرفت. به‌طور کلی، تئوری‌های استراتژی به‌عنوان یک مکتب به‌طور مجزا در حوزه‌ای جدای از حوزه تئوری سازمان توسعه یافتند و به‌طور خاص مورد توجه کنفرانس‌ها، ژورنال‌ها، موسسات آکادمیک و… قرار گرفتند.

رویکرد سازمان صنعتی در برنامه ریزی استراتژیک

در اواخر دهه۷۰ و اوایل دهه برای مدیران استراتژی ۸۰، پورتر دیدگاه سازمان صنعتی را در استراتژی کسب و کار معرفی کرد.(البته بعضی از متون این تئوری را به میسون نسبت می دهند). وی ادعا کرد که نیروهای خارجی صنعتی، فعالیتهای مدیران را تحت تاثیر قرار می‌دهد و کالاهای جایگزین، مشتریان و عرضه‌کنندگان و همین‌طور رقبای موجود و بالقوه انتخاب عمل را برای شرکت، تحت تاثیر قرار می دهند. این دیدگاه مطرح می‌کند که عوامل کلیدی موفقیت محیط کسب و کار، تعیین‌کننده عملکرد شرکت می باشد و سازمان باید خود را با شرایط محیط تطبیق دهد.

“پورتر” سه استراتژی عمومی را به‌عنوان استراتژی‌های ممکن معرفی می‌کند: استراتژی رهبری قیمت تمام شده، تمرکز و تمایز.

انتخاب نادرست این استراتژی‌ها باعث کاهش سود شرکت و به‌خطر افتادن موقعیت رقابتی آن می‌شود. او در سال ۱۹۸۵ با معرفی مدل زنجیره ارزش تلاشهای خود را توسعه داد و تلاش کرد که عوامل اصلی مزیت رقابتی را شناسایی کند. مدل وی بر اهمیت توجه به اجزای تشکیل دهنده سازمان در مدیریت استراتژیک تاکید می کند. همراه با پورتر مطالعات آکادمیک دیگری نیز در این تئوری انجام شد که بر مبنای چارچوب پورتر توسعه یافتند و هنوز توسط مدیران به‌کارگرفته می شوند. در حال حاضر دیدگاه مبتنی بر منابع، این تئوری را مورد انتقاد قرار داده و با تاکید بر اینکه عوامل خارج سازمان هرگز نمی توانند منبع مزیت رقابتی پایدار باشند و این مزیت باید از طریق منابع داخلی سازمان بدست آید در مقابل این تئوری قرار گرفته اند.

رویکرد فرآیندی در استراتژی

اگرچه استراتژی و زمینه‌های مرتبط با آن بر آنچه که شرکتها انجام می‌دهند تاکید داشتند، جهت فکری جدیدی در اواسط دهه ۱۹۷۰ بوجود آمد که بر چگونگی انجام آنها تمرکز داشت. استراتژی برای مدتی طولانی برمبنای برنامه‌ریزی قرار داده می‌شد ولی به‌دلیل مشکلاتی که شرکتها و تصمیم‌گیران آنها دراثر تحریم نفتی سال۱۹۷۳، قانون‌زدایی صنایع و بین‌المللی شدن باآنها روبرو شدند برنامه‌ریزی بلندمدت تاثیر عملی خود را از دست داد.

با تاکید بر فرآیند استراتژی (به جای مضمون و اجزای آن) مطالعاتی در جهت انتقاد بر رویکردهای گذشته استراتژی جریان یافت. عدم اطمینان درباره آینده منجر به تاکید بر برنامه‌ریزی کوتاه مدت‌تر شد. تمایز اصلی در این رویکرد، بین فرموله کردن استراتژی و انجام آن است:

اندروز معتقد است، برای مدیران استراتژی استراتژی شرکتها آن است که فقط انجام می‌دهند نه آنچه که برنامه دارند انجام دهند یا فکر می کنند باید انجام شود.

کم کم تاکید بر اجزا و محتوای استراتژی مانند موقعیت رقابتی و رابطه آن با عملکرد شرکت از مرکز توجه خارج شد و محققان بر اینکه یک شرکت چگونه موقعیت رقابتی مناسبی می سازد و چه عواملی باعث می شود یک عملکرد خاص به‌دست آید تمرکز کردند. «چاکراوارتی» و «دز» دیدگاه فرآیندی را این‌گونه توصیف می کنند:
«تحقیقات فرآیندی استراتژی، تمرکز بر آن دارد که چگونه یک مدیر می‌تواند به‌طور مستمر بر موقعیت استراتژیک شرکت از طریق تصمیم‌های مناسب و بکارگیری سیستم‌های اداری تاثیر گذارد. منظور از سیستم‌های اداری، ساختار سازمانی، برنامه‌ریزی، کنترل، انگیزش، مدیریت منابع انسانی و سیستم ارزشی شرکت است. رویکرد فرآیندی استراتژی، چگونگی شکل یافتن یک استراتژی اثربخش در سازمان و ارزش گذاشتن به آن و اجرای موثر آن را مورد توجه قرار می دهد.»
به منظور تعریف بهتر این رویکرد، نویسندگان استدلال می کنند که اگر چه هم تحقیقات استراتژی مبتنی بر فرآیند و هم مطالعات استراتژی مبتنی بر محتوی، هر دو عملکرد سازمان را مورد توجه قرار می دهند، مطالعات فرآیندی، چگونگی رسیدن شرکت به موقعیتی که به دست آورده را مورد بحث قرار می دهد. متغیرهای مستقل تحقیقات مبتنی بر محتوا، متغیرهای وابسته در رویکرد فرآیندی هستند. طبق تحلیلهای چاکراوارتی و دز دو پیش فرض تحقیقات فرآیندی این رویکرد را از بقیه دیدگاهها جدا می سازد که عبارتند از پذیرش عقلانیت محدود و دیدگاه چندگانه در واحدهای سازمانی و تعاملات بین این واحدها.

با گذشت زمان دیدگاه مبتنی بر فرآیند با تمرکز بیشتر بر وظایف مدیریتی و تصمیم گیری توسعه پیدا کرد و با توسعه مطالعات فرآیندهای شناختی مدیران رونق یافت.

رویکرد استراتژی مبتنی بر منابع

همان طور که بیان شد رویکرد سازمان صنعتی بیان می‌کرد که فشارهای محیطی و توانایی پاسخ دادن به تهدیدها و فرصتهای آن عوامل اصلی تعیین کننده موفقیت سازمان هستند، اما دیدگاه مبتنی بر منابع اشاره به آن دارد که مجموعه منابع خاص شرکت است که تعیین می کند کدام شرکت بهتر رقابت می کند و عملکرد بالاتری دارد.
درحالی که رویکرد سازمان صنعتی عملکرد نسبی شرکت را در سطح صنعت با معیارهایی چون تفاوت قیمت و هزینه، کیفیت و تنوع محصولات توصیف می کند‌، دیدگاه مبتنی بر منابع بر ویژگیهای مهم عوامل مستقلی که منجر به تنوع محصولات یا کاهش قیمت شده اند(مانند منابع شرکت) تاکید می کند.

این رویکرد تاکید بر منابع استراتژیک شرکت دارد.

منابع استراتژیک شرکت منابعی هستند (شامل منابع فیزیکی، نیروی انسانی و منابع سازمانی – مانند توانمندیها، فرآیندهای سازمانی، دانش اطلاعاتی، شهرت سازمان- و … ) که ارزشمند وکمیاب بوده و جایگزینی و تقلید آن هزینه زا باشند. منابع استراتژیک ، خود، منشا مزیت رقابتی هستند و چالش مدیران در شناسایی و مدیریت این منابع است.
این بدان معنی نیست که رویکرد مبتنی بر منابع از توصیف و توجیه تفاوت عملکرد شرکتها بر حسب بازارهای محصولات آنها ناتوان است. این رویکرد تحلیل می‌کند که شرکتهای موفق منابعی دارند که ارزش مجموعه آنها بیشتر از رقباست. به‌طور منطقی این موضوع به این معنی است که شرکتهایی که عملکرد پایین‌تری دارند نیز ممکن است دارای مزیت رقابتی باشند ولی با ارزشی کمتر از رقبای موفق‌تر آنها. این مفهوم تفاوت ارزش برای مزیت رقابتی در مقایسه با دیدگاه سازمان صنعتی ( که یک عامل را دال بر مزیت رقابتی می داند و آن حداکثر سوددهی است) ممکن است در جستجوی رهبران صنعت کمتر مفید باشد. اگرچه معیار مقایسه شرکتها در رویکرد مبتنی بر منابع (در مقایسه با رویکرد سازمان صنعتی) بجای عملکرد ، بهره برداری از منابع سازمان است، مزیت رقابتی باید بر حسب افزایش ارزش نسبی منابع و هزینه بر بودن تقلید آنها توسط رقبا تعیین شود.

ویژگیهای منابع استراتژیک

در ادبیات منابع استراتژیک ویژگیهای مختلفی را به منابع استراتژیک نسبت می‌دهند. بعضی از نویسندگان مجموعه متنوع و کاملی از این ویژگیها را معرفی می‌کنند و عده‌ای نیز بر ویژگیهای مشخص و خاص آنها تمرکز می کنند. ما در این مقاله برای مدیران استراتژی ویژگیهای معرفی شده توسط «بارنی» معرفی می کنیم:

  • منبع باید ایجاد ارزش کند به این معنی که یا هزینه ها را کاهش دهد یا قیمت کالا را افزایش دهد. «بارنی» اشاره می‌کند که منابع ارزشمند، سازمان را قادر می سازند که استراتژی‌هایی را اتخاذ و اجرا کنند که کارایی و اثربخشی شرکت را بهبود می بخشند. منابعی که با بکارگیری آنها می توان فرصتها را بکار گرفت یا تهدیدها را خنثی کرد، بر کاهش هزینه های شرکت یا افزایش درآمد آن تاثیر می گذارند. با این حال بعضی از نویسندگان بیان می کنند که برخی از منابع خاص با سازمانهای بخصوصی بهتر تطبیق می یابند و ارزشی که این منابع ایجاد می کند بسته به اینکه کدام سازمان بر آن منابع بیشتر سرمایه‌گذاری می کند متفاوت است. هر چه شرایط سازمان با منابع بهترتطبیق و تناسب داشته باشد، ارزش منابع بیشتر است.
  • بارنی دومین ویژگی منابع استراتژیک را کمیاب بودن آنها معرفی می کند. وی اشاره می کند که اگر منابع با ارزش را تعداد زیادی از رقبا داشته باشند تقلید استراتژی توسط رقبا بسیار آسان است، حتی اگر این ارزش بین آنها متفاوت باشد. معمولا منابع کمیاب نمی توانند توسط عرضه کنندگان به سرعت گسترش یابند و توزیع آن بستگی به کمیابی بازار عوامل و پایین بودن ارزش ادراکی آنها دارد.
  • منابع با ارزش و کمیاب، باید به سختی نیز قابل تقلید باشند. به منظور جلوگیری از تقلید رقبا و حفظ مزیت رقابتی منبع، باید موانعی وجود داشته باشد. یک منبع و بازده و خروجی آن وقتی قابل تقلید است که رقبا بتوانند همان منبع را ایجاد کرده یا به‌دست آورند(نسخه برداری) یا بازده نهایی آن منبع را از طریق منابع دیگر تولید کنند (جایگزینی).

بارنی معیار تعیین قابل تقلید بودن منابع را هزینه نسخه‌برداری رقبا معرفی می‌کند. این هزینه به سه عامل بستگی دارد:

  • شرایط تاریخی منحصر بفرد: آن دسته از شرایط زمانی و تاریخی مطلوب که شرکت منابع خود را تحت آن شرایط توسعه داده و به‌دست آورده، خود یکی از عوامل دشوارکننده تقلید رقبا است. بدین معنا که رقبا باید برای به‌دست آوردن همان منبع با همان مزیت هزینه بیشتری متحمل شوند. این امر احتمال موفقیت رقیب را در بدست آوردن مزیت رقابتی کاهش می دهد.
    ▪ ابهام علّی: در این حالت شرکت به‌منظور اجرای یک استراتژی، به‌جای یک تصمیم بنیادی مجموعه‌ای از تصمیمات متعدد ولی کوچک را اتخاذ می کند و توجه کمتری از رقبا را به خود جلب می کند. توالی و انسجام این تصمیمات کوچک، ابهامی را برای شناخت رابطه علّی این تصمیمات و تقلید از آن برای رقبا ایجاد می کند.
  • پیچیده بودن منابع: می توان گفت تقلید از منابعی غیرملموس و ضمنی که وابسته به عوامل متعاملی مانند افراد و سیستمهای کامپیوتری هستند، امکان ناپذیر است. زیرا تقلید کننده باید سیستم فعلی خود را از بین برده و دوباره با ترکیب‌بندی جدید سیستم موفق رقیب را برای خود بازسازی کند.
    «کلیس» با جدا کردن موانع تقلید پایدار و ناپایدار بیان می کند که عواملی مانند مقررات دولتی، محدودیتهای قانونی، حق اختراع، موقعیت جغرافیایی شرکت و نزدیکی به منابع اولیه به عنوان موانع تقلید از پایداری بیشتری برخوردارند در حالی که کوتاهی زمان عرضه محصول، تهدیدات مربوط به شهرت سازمان و ابهام علّی از پایداری کمتری نسبت به سایر عوامل برخوردارند.

نتیجه گیری

در این مقاله تلاش شد که سه رویکرد غالب استراتژی مورد بحث قرار گیرد و تفاوتهای این سه نوع نگرش جستجو شود. این سه رویکرد عبارتند از: دیدگاه سازمان صنعتی ، دیدگاه فرآیندی و دیدگاه مبتنی بر منابع. همان طور که اشاره شد تفاوت بین دیدگاه سازمان صنعتی و دیدگاه مبتنی بر منابع در توصیف منشا مزیت رقابتی سازمان می باشد. در حالی که تفاوت این دو تئوری و رویکرد فرآیندی در واحد و منطق تحلیلی آنها می باشد.

به‌عنوان جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت، با توجه به منطق دیدگاهها، تئوری‌های غالب مدیریت استراتژیک را می‌توان در دو بعد طبقه‌بندی کرد: رویکردهای مبتنی بر فرآیند در مقابل رویکردهای مبتنی بر محتوا و رویکردهای درون گرا در مقابل رویکردهای برون نگر.

هر یک از این رویکردها چشم انداز متفاوتی را برای مدیران به‌منظور شناخت محیط و سازمان خود روشن می کند و در تصمیم‌گیریها هر یک به جنبه خاصی از موضوع می‌پردازند. مدیر با توجه به شرایط خاص سازمان خود می تواند با بهره‌گیری از این رویکردها جنبه خاصی از موضوع را روشن سازد.

[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_masonry_grid post_type=”post” max_items=”10″ grid_id=”vc_gid:1566965018610-a3f20d18-96e9-7″ برای مدیران استراتژی taxonomies=”117, 279″][/vc_column][/vc_row]

میزان کاربست مؤلفه‌های مدیریت استراتژیک (مورد مطالعه: دانشگاه‌های دولتی اصفهان)

هدف اصلی از اجرای این پژوهش، بررسی میزان کاربست مؤلفه‌های مدیریت استراتژیک در دانشگاه‌های دولتی شهر اصفهان بود که به روش توصیفی – پیماشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل340 نفر از مدیران بودند که از این تعداد 181 تن با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب با حجم به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. 151 نفر به پرسشنامه محقق‌ساخته مدیریت استراتژیک بر اساس نظریه هیل و جونز (2007)، در پنج مؤلفه هدف‌گذاری، تحلیل محیطی، تنظیم استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی استراتژی با 33 گویه پاسخ دادند. روایی پرسشنامه، از طریق روایی محتوایی و سازه و پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ به میزان 83/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو سطح آمار توصیفی (توزیع فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و در سطح آمار استنباطی (آزمون‌های t تک‌متغیره، t مستقل، t 2 هتلینگ، تحلیل واریانس یک‌راهه و آزمون تعقیبی توکی) صورت گرفت. نتایج نشان داد که میزان کاربست مؤلفه‌ها، به‌جز مؤلفه هدف‌گذاری، کمتر از حد متوسط بود. نتایج حاصل از t 2 هتلینگ نیز نشان داد که میزان کاربست مؤلفه‌ها یکسان نیست، به‌طوری که بیشترین توجه به مؤلفه هدف‌گذاری و کمترین توجه به مؤلفه‌های تحلیل محیطی و تنظیم استراتژی بوده است. (05/0P<).

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Studying the Application of Strategic Management Components in Isfahan Public Universities

نویسندگان [English]

  • Reyhane Rameshgar 1
  • Saeed RajaeePour 2
  • Seyed Ali Siadat 3

This research aimed at investigating the application of strategic management components in public universities in Isfahan, and the research method was descriptive survey study. The population consisted of 340 managers, out of which 181 managers were selected by stratified random sampling in proportion to the size, and 151 were selected by strategic management researcher-made questionnaire based on the theory of Hill and Jones (2007), in five components goal & mission determination, environmental analysis, strategy formulation, strategy implementation, and strategy evaluation responded with 33 items.Validity of the questionnaire was confirmed by content and construct validity and using Cronbach’s Alpha the reliability of the questionnaire was estimated 0.83. Data analysis was performed at two levels of descriptive statistics (frequency distribution, percentage, mean and standard deviation) and inferential statistics level (One-sample t-Test, Independent-Samples t-Test, Hotteling t 2 , one-way ANOVA and Tukey post-hoc test). The results showed that the application rate of the components, except the goal & mission determination component, was below average. The results of Hotelling's t2 showed that the components of application were not the same, so that the most attention was paid to the goal & mission determination component and the least attention to the environmental analysis and strategy formulation components. (P <0.05).

کلیدواژه‌ها [English]

  • Higher Education
  • university management
  • Strategic Management

مراجع

اکبری، محسن (1394). بررسی تأثیر رهبری استراتژیک بر مزیت‌های رقابتی با میانجی‌گری دوسوتوانی نوآوری. فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، 19 (74)، 81 – 104.

جهانی‌زاده، فاطمه (1384). بررسی رابطه بین استراتژی‌های رقابتی و ساختار سازمانی در بانک های ملت و رفاه. پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت، دانشگاه تهران. بازیابی شده در 10 اردیبهشت 1392 از: http://irandoc.ac.ir

حمیدی‌زاده، محمدرضا (1388). برنامه‌ریزی استراتژیک برای مدیران استراتژی و بلندمدت. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی در دانشگاه‌ها (سمت).

درویشی چادگانی، مجتبی؛ شعبانی، احمد و رجایی‌پور، سعید (1391). میزان کاربست مؤلفه‌های مدیریت راهبردی در کتابخانه‌های دانشگاه‌های دولتی شهر اصفهان. فصلنامه علمی پژوهشی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، 28 (2)، 497-521.

زارعی، محمدامین؛ افجه‌ای، سید علی‌اکبر؛ خاشعی ورنامخواستی، وحید و دلشاد تهرانی، مصطفی (1396). تدوین مؤلفه‌های ویژگی‌های رهبری استراتژیک و بررسی تطابق آن با ویژگی‌های مورد نیاز مدیران ارشد دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه متخصصان. پژوهش در نظام‌های آموزشی، 38، 137- 170.

زرین‌سبب، مهدی و جبلی سینکی، عبداله (1390). ضرورت برنامه‌ریزی استراتژیک در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی. اولین همایش ملی آموزش در ایران 1404، تهران، پژوهشکده سیاست‌گذاری علم، فناوری و صنعت.

سهرابی، روح‌اله و حاجیلویی، محب (1398). تحلیل استراتژی توسعه دانشکده‌های اقماری با استفاده از تکنیک SWOT مورد مطالعه دانشگاه بوعلی سینا. نامه آموزش عالی، 12 (45)، 7- 30.

شهاب‌فرد، زهره؛ عرب‌مختاری، روح‌اله و رجایی‌پور، سعید (1388). میزان کاربست مؤلفه‌های مدیریت استراتژیک در دانشگاه آزاد خوراسگان و دانشگاه اصفهان. دانش و پژوهش در علوم تربیتی برنامه‌ریزی درسی، 21، 117-136.

ضرغامی، علی احمد (1376). نقش مشارکت میانی در تصمیم گیری‌های استراتژیک. پایان‌نامه کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشگاه تهران.

ضیایی، محمدصادق (1383). ضرورت بازنگری و طراحی مجدد ساختار سازمانی مؤسسات آموزشی وپژوهشی. فرهنگ مدیریت، 1 (4)، 111-137.

عامری، سید حسن؛ عرضه، کیوان و محرم‌زاده، مهرداد (1387). بررسی رابطه بین عوامل سازمانی (ساختار و تکنولوژی) سازمان تربیت بدنی کشور با استراتژی مدیریت دانش. بازیابی شده در 21 اردیبهشت 1392 از: http://magiran.com

قورچیان، نادرقلی و صالحی، محمد (1383). طراحی یک مدل برای نهادینه کردن آینده پژوهشی در دانشگاه آزاد اسلامی. فصلنامه دانش و پژوهش در علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان، 2 (2)، 95-112.

کریمی، مهشید (1381). بررسی کاربست مؤلفه‌های مدیریت استراتژیک در مدارس متوسطه شهر اصفهان. پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه اصفهان.

گیوریان، حسن و دیندار فرکوش، فیروز (1390). بررسی تأثیر اجرایی مؤلفه‌های مدیریت استراتژیک بر اثربخشی آموزشگاه‌ها. فصلنامه تحقیقات مدیریت آموزشی، 4 (2)، 142-125.

مجیبی، تورج و میلانی، منا (1390). بررسی رابطه بین استراتژی و ساختار سازمانی در شرکت توزیع برق نواحی استان تهران. (پژوهشگر) فصلنامه مدیریت، 8 (22)، 23-14.

نیستانی، محمدرضا (1392). برنامه‌ریزی راهبردی در نظام‌های آموزشی (مراکز آموزش عالی، آموزش کارکنان و آموزش روستایی). اصفهان : نشر آموخته.

یمنی، محمد و قهرمانی، محمد (1389). بررسی فرایند برنامه‌ریزی توسعه دانشگاه‌های کشور از دیدگاه رؤسا و مدیران گروه های علمی دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دانشگاه شهید بهشتی.

یارمحمدزاده، پیمان؛ سیادت، سیدعلی؛ هویدا، رضا و بختیار نصرآبادی، حسنعلی (1389). تعیین روابط چندگانه میان فرایند مدیریت استراتژیک و مؤلفه‌های سرمایه فکری در دانشگاه‌های دولتی اصفهان. فصلنامه انجمن آموزش عالی ایران، 3 (2)، 124-103.

یارمحمدزاده، پیمان (1389). تعیین روابط چندگانه میان مراحل فرایند مدیریت استراتژیک و فرایند تبدیل دانش با مؤلفه‌های سرمایه فکری در دانشگاه‌های دولتی اصفهان. رساله دکتری رشته مدیریت آموزشی، دانشگاه اصفهان.

Clough, K. J. (2007). The relationship between presidential leadership styleand strategic management: the case of Private Four-year Colleges in NewYork state (Doctoral Dissertation, NewYork state university). Web: http://www lib.umi.com/dissertations/ fullcit.

Frolich, N. & KlitKou, A. (2006). Strategic management in Higher Education: Operational Budgeting and Research Result. NIFU STEP Studies in Innovation, Research & Education.

Hill, C. W. L. & Jones, G. R. (2007). Strategic Management: An Integrated Approach. 7th ed. Boston: Houghton Mifflin.

Papas, J. M. (2001). Strategic Knowledge, Social structure, and middlmanagement activities: A study of strategic reneval (Doctoral Disseration, university of Massachustts Amherst). Web: http: wwwlib.umi.com/dissertation/fullcit.

Robinson, R. & J. R. Pearcell (1984). Research thrusts in small-firm – strategy planning. Academy of management Review, 9, 39-86.

Senturk, K. F. (2012). A Study to Determine the Usage of Strategic Management Tools in the Hotel Industry. Procedia - Social & Behavioral Sciences, 58, 11-18. http://www.sciencedirect.com.

Somsuk, N. & Laosirihongthong, T. (2014). A fuzzy AHP to prioritize enabling factors for strategic management of university business incubators: Resource-based view. Technological Forecasting & Social Change, 85, 198- 210.

Todd, L. A. (2016). An exploration of Blue Ocean Strategys Copacity to sustain small businesses: A qualitative study. Doctoral Dissertation, Capella University.

مفهوم مدیریت استراتژیک چیست؟؟؟

مدیریت استراتژیک مجموعه تصمیم ها و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلند مدت یک شرکت را تعیین می کند.

مدیریت استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی (هم محیط خارجی و هم محیط داخلی) تدوین استراتژی، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل. بنابراین مدیریت استراتژیک بر نظارت و ارزیابی بر فرصت ها و تهدیدهای خارجی در سایه توجه به نقاط قوت و ضعف یک شرکت تأکید دارد.

مراحل مدیریت استراتژیک چیست؟

فرآیند مدیریت استراتژیک در بر گیرنده سه مرحله می شود:

۱) تدوین استراتژی ها

۲) اجرای استراتژی ها

۳) ارزیابی استراتژی ها

مقصود از تدوین استراتژی این است که مأموریت شرکت تعیین شود. شناسایی عواملی که در محیط خارجی، سازمان را تهدید می کنند یا فرصت هایی را به وجود می آورند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدف های بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت.

اجرای استراتژی ها ایجاب می کند که سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد، سیاست ها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد کند و منابع را به گونه ای تخصیص دهد که استراتژی های تدوین شده به اجرا در آید.

ارزیابی استراتژی ها بدان سبب باید استراتژیهای را مورد ارزیابی قرار داد که موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید. موفقیت همیشه موجب بروز مسائل جدید و گوناگون می شود، سازمانی که به وضع کنونی خود بسنده نماید یا دچار تکبر شود محکوم به فنا خواهد بود.

مزایای مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت هایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.

ویژگی های مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک، ویژگی هایی را که مدیریت کلی داراست در بر می گیرد، اما متفاوت از این ویژگی ها، از یک سری خصوصیات که مختص مدیریت استراتژیک است می توان بحث کرد.

۱) قبل از هر چیز مدیریت استراتژیک یک وظیفه مدیریتی عالی (بلند پایه) است: مدیریت استراتژیک چون بطور کامل مربوط به متوجه آینده سازمان بوده و سعی در مشخص کردن راستا و جهت برای آن دارد، بدان جهت وظیفه اصلی مدیران بلند پایه است.

۲) معطوف به آینده بوده و به هدفهای بلند مدت سازمان مربوط است: به این می اندیشد که در افق زمانی مشخص شده سازمان چه خواهد شد و برای گرفتن این نتایج چه کارهایی را باید انجام داد.

۳) مدیریت استراتژیک سازمان ره به صورت یک سیستم باز می نگرد: سازمانها با محیطی که در آن قرار دارند در داخل هم بستگی و تعامل می باشند. در محیط هر تغییری صورت می گیرد سازمان نیز از آن تأثیر خواهد پذیرفت. بدین سبب مدیریت استرتژیک محیط را از نزدیک تعقیب می کند.

۴) مدیریت استراتژیک مدیران رده پایین را راهنمایی می کند: به عبارت دیگر مدیریت استراتژیک اهداف، تصمیم و فعالیتهایی را که مشخص می کند در داخل سازمان تا پایین ترین سطوح برای هر کس نقطه شروع حرکت را تعیین می کند.

تأثیر مدیریت استراتژیک بر عملکرد کدامند؟

تحقیقات نشان داده است که عملکرد سازمان هایی که به مدیریت استراتژیک می پردازند بیشتر و بالاتر از دیگر سازمان برای مدیران استراتژی هاست. دست یابی به یک حلقه ارتباط مناسب بین محیط یک سازمان و استراتژی، ساختار و فرآیندهای آن سازمان، آثار مثبتی بر عملکرد آن دارد. برای اثربخش و مؤثر بودن، همیشه لازم نیست که مدیریت در قالب فرآیندی رسمی به اجرا درآید. شرکت های کوچک، در عمل، ممکن است به شکل غیر رسمی و به طور نامرتب برنامه ریزی کنند. مدیر عامل و گروهی از مدیران ارشد ممکن است به طور اتفاقی دور هم جمع شوند تا به حل مسائل استراتژیک بپردازند و قدم های بعدی را برنامه ریزی کنند.

نحوه تکامل مدیریت استراتژیک چگونه است؟

مدیریت استراتژیک طی چهار مرحله تکامل می یابد:

مرحله ۱) برنامه ریزی مالی اساسی:

با هدف اهمال کنترل عملیاتی بهتر از طریق تلاش برای تأمین بودجه ها.

مرحه ۲) برنامه ریزی مبتنی بر پیش بینی :

با هدف برنامه ریزی مؤثرتر به منظور کمک به رشد سازمان از طریق تلاش برای پیش بینی آینده فراتر از سال بعد.

مرحله ۳) برنامه ریزی با تأکید بر محیط خارجی سازمان (برنامه ریزی استراتژیک):

با هدف تأمین خواسته ها، نیازها و سلایق بازارها و موفقیت در رقابت از طریق تلاش برای جا انداختن و اعمال تفکر استراتژیک.

برای مدیران استراتژی

چرا به مديريت استراتژيك نياز داريم؟

یك جمله معروف ژاپنی وجود دارد كه می گوید: "اگر دارید از تشنگی می میرید، دیگر خیلی دیر شده است كه بخواهید به كندن چاه فكر كنید". این جمله معروف نشانگر اهمیت بكارگیری مدیریت استراتژیك به منظور كسب موفقیت در هر نوع تلاشی است. برنامه ریزی مقوله ای است كه برای بسیاری از ما، در یك یا چند بخش از زندگیمان تبدیل به عادت شده است. چه شما به دنبال تغییری بزرگ در زمینه شغلیتان باشید و چه در حال ارائه یك ایده به دیگران، یا هرچیز دیگری به خاطر آن؛ برنامه ریزی بخشی اصلی از تقریباً هر چیزی است كه انجام می دهیم و تمام قدم هایی كه در زندگی برمی داریم به مقداری بسیار زیادی از تصمیم گیری نیاز دارد. البته می توان هر كاری را بدون برنامه ریزی اولیه برای آن انجام داد. با این حال، اكثر زمان هایی كه كاری را بدون برنامه ریزی انجام می دهیم، ریسك بزرگی می كنیم و نتایجی بدست می آوریم كه، در بهترین حالت، اغلب ناراضی كننده و دلسرد كننده خواهند بود. در تعداد كمی از زمینه ها، برنامه ریزی همان اهمیتی را دارد كه در كسب و كار از آن برخوردار می باشد. در حقیقت، چون مسئله مهمی است، دارای یك عنوان منحصربفرد است: مدیریت استراتژیك.

Strategic Management

مدیریت استراتژیك، به طور مشخص زمانی كه به خوبی انجام شود، برای موفقیت بلندمدت یك كسب و كار پراهمیت است. وقتی ما می گوییم كه یك كسب و كار در حال اجرای مدیریت استراتژیك است، بدان معناست كه "مدیریت استراتژیك" یك استراتژی را همراه با اهدافی روشن و به خوبی تعیین شده برای فعالیت های تجاری آن كسب و كار تعریف می نماید. آنگاه كسب و كار مزبور برنامه هایی روشن و به خوبی تعریف شده را خلق خواهد كرد، برنامه هایی كه اجرا خواهد كرد تا اهداف خود را كسب كرده و فعالیت های تجاری خود را هم تراز نماید، آنگاه كسب و كار مزبور با آن اهداف هماهنگ خواهد شد. این مقوله همچنین تمام منابع ضروری و مورد نیاز برای دستیابی به اهداف را تخصیص خواهد داد.
یك برنامه مدیریت استراتژیك خوب چیزی بیش از بهبود دادن وضعیت سود و زیان یك كسب و كار است. یك برنامه خوب درجه اجتماعی معتبری را به شركت جهت اجرای عملیات خود خواهد داد. در محیط امروز، اهمیت این جنبه برای هر كسب و كاری حتی دوچندان شده است، چرا كه شركت دارای چندین سهامدار و ذینفع داخلی و خارجی است. به عنوان مثال، مصرف كنندگان افزایشی را در آگاهی خود نسبت به محصولات در حال فروش توسط شركت ها مشاهده می نمایند. همچنین علاقه آنها نه تنها به محصولاتی كه یك شركت تولید می كند به شدت در حال افزایش است، بلكه به روشی كه یك شركت فعالیت های تجاری اش را به پیش می برد نیز علاقه مند گردیده اند. این مورد شامل عملیات شركت از نقطه نظر محیطی و نیز از زاویه اخلاقی می باشد. تمام این جوانب بایستی در مدیریت استراتژیك و نیز در برنامه های كسب و كار وارد گردند، به طوری كه این اطمینان كسب شود كه كسب و كار مربوطه در یك دوره بلند مدت قادر به ادامه كار خواهد بود یا خیر.

Strategic Management

مهارت های مورد نیاز برای مدیریت استراتژیك كدام ها هستند؟

مدیریت استراتژیك یك عملیات و فرآیند چند وجهی است كه نیازمند مهارت های مختلفی در تجارت و رهبری است. به عنوان مثال، مدیریت استراتژیك نیازمند مدیری است كه قدرت تجزیه و تحلیل بالایی داشته و از مهارت های تحلیلی خالصی برخوردار باشد.
رهبرانی كه برای هدایت یك كسب و كار استراتژی هایی را توسعه می دهند بایستی هم نگاهی از بالا، جامع و دقیق نسبت به شركت خود داشته باشند و هم از دركی ذاتی نسبت به اینكه هر چیزی در كسب و كار آنها با هم ارتباطی تنگاتنگ دارند، برخوردار باشند. آنها باید از مواردی همانند انتظارات صاحبان سهام، نیازهای مشتریان، چشم انداز رقابتی، رویه ها و رویكردهای جهانی، محیطی كه كسب و كار در آن در حال فعالیت است و . درك و فهم داشته باشند.
برای اینكه مدیریت استراتژیك موفق عمل كند، بایستی كار خود را با درك این موضوع آغاز نماید كه فاكتورهای داخلی همراه با عوامل خارجی، چه در كوتاه مدت و چه بلند مدت، تعیین كننده موفقیت شركت هستند. این درك و فهم بایستی صادقانه و واضح باشد.
مربوط بودن مدیریت استراتژیك تماماً پیرامون استراتژی بوده و بنابراین نیازمند آن است. مدیر بایستی توانایی كشف جهان نظری تحلیل های مربوط به كسب و كار را داشته و همچنین در بحث استراتژی های تجاری نیز عملگرا باشد. مدیران تجاری باید توانایی نگاه عمیق به تجزیه و تحلیل های تجاری را داشته باشند‌ و در نتیجه به این صورت می توانند فرصت هایی را كه از این تجزیه و تحلیل ها بدست می آیند، شناسایی نمایند. سپس می بایست از بین فرصت های شناسایی شده، آنهایی را كه دنبال خواهند نمود را برگزینند، كه بنابراین در این صورت امكان توسعه یك استراتژی منحصربفرد برای آنها فراهم می آید،‌ استراتژی كه چگونگی استفاده حداكثری از فرصت ها توسط كسب و كار مربوطه را تعریف می نماید و در نهایت این همان مسیر موفقیت مدیر است.
همچنین مدیریت استراتژیك، تماماً مسائل و موضوعاتی مانند رهبری را در بر دارد و به این دلیل نیازمند مهارت های رهبری مدیر استراتژیك است. مدیر باید از نظر رهبری به اندازه كافی قوی باشد تا بتواند استراتژی تعیین شده كه بازوی مدیریت استراتژیك كسب و كار به حساب می آید را اجرا كند. این مدیران نیاز دارند تا با صاحبان سهام شركت، چه داخلی و چه خارجی، رابطه نزدیك داشته و از چالش های پیش رو در فاز اجرایی سازی استراتژی آگاه باشند.
بعلاوه آنها می بایست از مهارت های كافی رهبران به منظور غلبه بر چالش های یاد شده نیز برخوردار باشند.

Strategic Management

تمرین های مورد نیاز برای مدیریت استراتژیك

حداقل به طور نظری و به سادگی از طریق كسب تجربه در كار، امكان برای مدیران استراتژی تسلط بر مهارت هایی كه مدیریت استراتژیك به آنها نیازمند است،‌ وجود دارد. با این حال، این شیوه در بهترین حالت غیرعملی و كند است. توسعه یك برنامه تمرینی برای مدیریت استراتژیك مهم است به این معنی كه كسب توانایی هایی كه برای نقش مدیریت استراتژیك مورد نیاز است، به این ترتیب سریع تر است. همچنین این تمرین بایستی تحت راهنمایی یك متخصص مدیریت استراتژیك اجرا شود.
موسسه های بسیاری در این زمینه وجود دارند كه دوره هایی را در حوزه مدیریت و توسعه كسب و كار برگزار می كنند. زمانی كه تصمیم به انتخاب یك آموزشگاه گرفتید، به دنبال دوره ای باشید كه عملی بوده و شما را وارد مسیر مهارت آمیز تجزیه و تحلیل كسب و كار تا استراتژی كسب و كار نماید. به این ترتیب مزیت های موجود در یك برنامه خوب آموزشی در زمینه مدیریت استراتژیك عبارت خواهند بود از:

درك و فهم
وقتی در یك دوره خوب مدیریت استراتژیك شركت می كنید، یك درك و فهم ذاتی از محیط تجاری امروز كه هم به هم پیوسته و هم جهانی است، بدست می آورید.

توسعه
وقتی در یك دوره خوب مدیریت استراتژیك شركت می كنید، فرصت توسعه مهارت تفكر استراتژیكی خود را كسب می كنید، به خصوص در ارتباط با شیوه ای كه كسب و كار مربوطه در محیط بزرگتر و بلاواسطه اطراف خود فعالیت می نماید.

شناسایی
آموزش خوب در مدیریت استراتژیك توانایی شناسایی سریع و آسان فرصت ها را برای فعالیت شركت شما در محیط كسب و كار بزرگتر و بلاواسطه اطرافش به شما می بخشد.

خلق كردن
یك دوره خوب مدیریت استراتژیك چگونگی خلق استراتژی های موثر و كارا برای بهره برداری حداكثری از فرصت هایی كه برای كسب و كار خودتان شناسایی نموده اید را به شما آموزش می دهد.

مدیریت
همانگونه كه انتظار می رود، آموزش خوب در زمینه مدیریت استراتژیك توانایی مدیریت كردن تیم و سازمان را به صورت یكجا برای شما فراهم می آورد، به شیوه ای كه فعالیت ها در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده در برنامه استراتژیك به پیش بروند.
بهترین نوع آموزش در زمینه مدیریت استراتژیك،‌ این توانایی را به شما می دهد كه مستقیماً بر روی مسائلی كه بر روی كسب و كار شما تأثیر گذار هستند، كار كنید. چالش های پیش رو در كسب و كار را تجزیه و تحلیل خواهید نمود و با توسعه یك استراتژی مناسب برای آن، پشتیبانی مورد نیاز را فراهم خواهید آورد. آموزش خوب همچنین شما را با مهارت های ضروری رهبری آشنا خواهد كرد، مهارت هایی كه شما را در اجرای استراتژی هایتان یاری خواهند داد.

Strategic Management

نتایج بلندمدت حاصل از آموزش خوب و مناسب مدیریت استراتژیك

وقتی به دنبال نوع درستی از آموزش مدیریت استراتژیك هستید، آنچه شركت شما را به سوی آینده هدایت كرده و به وسیله آن نقشی كلیدی در آن آینده ایفا خواهد نمود را خواهید داشت. همچنین از مزیت مهارت های ضروری، فرآیندهای فكری و ابزارهایی كه نیاز دارید تا ارزش شركت خود را در زمان حال ‌و آینده به نمایش بگذارید نیز برخوردار خواهید بود.
با این حال، این بدان معنا نیست كه فرآیند مورد بحث آسان و راحت خواهد بود. باید آمادگی رویارویی با چالش های بسیاری را در سفر خود داشته باشید،‌ چالش هایی كه برخی از آنها برای كسب و كار شما حیاتی و اساسی هستند. غیر از اینها، این نكته نیز حائز اهمیت است كه محیط كسب و كار در دوران جدید به صورت روزانه تغییر می كند. در انتهای روز، این وظیفه مدیریت استراتژیك است - كه به شیوه ای عمل نماید كه كسب و كار مربوطه، توانایی ادامه مسیر و عقب نیفتادن از سرعت دائمی تغییرات در محیط تجاری را داشته باشد.

تکامل مدیریت استراتژیک و روند تحقیقات مدیریت استراتژیک

در قلب هر استراتژی جایگاه یابی و منابع وجود دارد. هر استراتژی می‌بایست منجر به به ایجاد یک جایگاه در باراز بشود که بتوان با بهره گیری از منابع و به پشتیبانی آن به مزیت رقابتی دست یافت.

مرور تاریخچه تکامل دانش مدیریت استراتژیک طی 5 دهه اخیر نشان می‌دهد بیش از آنکه بر گرفته از تحولات نظری باشد ناشی از چالش‌ها و نیازهای عملی و واقعی کسب‌وکار بوده است. سیر تکامل دانش مدیریت استراتژیک نشان می‌دهد که پژوهش‌ها در این حوزه از مفاهیم ساده مانند ارائه راهنمای عمل برای مدیران به سمت مفاهیم پیچیده و انتزاعی سوق یافته است.

دهه‌های 50 و 60 میلادی مدیران ارشد اجرایی

تکامل استراتژی کسب‌وکار بیش از آنکه بر گرفته از توسعه تئوری‌ها باشد بر گرفته از نیازهای عملی و واقعی کسب‌وکار است. طی دهه های 50 و 60 میلادی مدیران ارشد اجرایی در حال تجربه چالش‌های مرتبط با تصمیم‌گیری‌های مرتبط با هماهنگی و حفظ کنترل شرکت‌های بودند که خیلی سریع در حال رشد بودند. بودجه‌بندی مالی و ارزیابی عملکرد مالی ابزاری برای کنترل کوتاه‌مدت و انتخاب پروژه‌ها را فراهم می‌آورد. برنامه‌ریزی سازمانی یک سند پنج ساله است که شامل اهدافی است که بر اساس روندهای اقتصادی در حوزه کسب‌وکار و محصولات الویت‌بندی شده‌اند.

دهه‌های 70 و 80 میلادی (محیط کسب وکار متلاطم و ظهور مزیت رقابتی)

در دهه های 70 و 80 میلادی به دلیل شرایط متلاطم محیط کسب وکار و عدم پیش‌بینی پذیری محیط کسب‌وکار، تمرکز از برنامه‌ریزی به سمت تدوین راهبرد سوق پیدا کرد. در دهه80 پورتر یک روش دیگر برای رقابت معرفی کرد و آن تمایز بود. بدین معنا که تمرکز اصلی بر جایگاه‌یابی شرکت در بازارها با توجه به رقبا به منظور حداکثر کردن سودآوری است. که با افزایش توجه به رقابت به عنوان مهم‌ترین عامل محیط کسب‌وکار همراه است و مزیت رقابتی را به عنوان هدف اصلی استراتژی قرار می‌دهد. در دهه‌های بعد، این روش رقابت به دلیل دسترسی آسان‌تر سازمان‌ها به سرمایه، شفافیت اطلاعات و گسترش روز افزون رقابت جهانی به شدت مورد حمله قرار گرفت و برخی از آن به عنوان مرگ مزیت رقابتی نام بردند.

دهه 90 میلادی (تمرکز بر محیط داخلی سازمان و تئوری مبتنی بر منابع

در دهه 90 میلادی دوباره یک تغییر جهت در مدیریت راهبردی صورت می‌گیرد و تمرکز مطالعات در این حوزه از ساختار صنعت و محیط خارجی به سمت ساختار و محیط داخلی سازمان تغییر مسیر می‌دهد و بر اساس آن دو موضوع مطالعاتی هزینه اقتصادی تراکنش و تئوری کارگزاری توجه بیشتری به سوی خود جلب برای مدیران استراتژی می‌کنند. به موازات موارد فوق تئوری مبتنی بر منابع به عنوان منبع مزیت رقابتی گسترش می‌یابد که تمرکز آن بر ارتباط منابع داخلی و عملکرد سازمان می‌باشد و بیان می‌کند که هر سازمان دارای گروهی از منابع سازنده، کارا و منحصربفردی است که با منابع سازمان‌های دیگر متفاوت است. این تئوری شامل 1- رویکرد مبتنی بر منابع سازمان 2- قابلیت پویا و 3- رویکرد مبتنی بر دانش می‌باشد.

این چالش میان تمرکز بر محیط خارجی و یا محیط داخلی اینگونه می‌توان پاسخ داد که در قلب هر استراتژی جایگاه‌یابی و منابع وجود دارد. بنابراین هر استراتژی باید منجر به ایجاد یک جایگاه در باراز بشود که بتوان با بهره‌گیری از منابع و به پشتیبانی آن به مزیت رقابتی دست یافت.

قرن 21 ( ظهور مدلهای کسب وکار جدید ،اکوسیستم و مزیت رقابتی موقت)

از اواسط دهه 90 و در دهه اول قرن 21 میلادی مدل‌های کسب‌وکار جدید مبتنی بر اینترنت و نرم‌افزار برای کسب مزیت رقابتی ایجاد گردید که بیش از آن وجود نداشت به عبارت دیگر فن‌آوری به عنوان یک نیرو قدرتمند نقش محوری ایفاء کرد که بیانگر یک تغییر اساسی در ارتباط با اندیشیدن درباره ماهیت استراتژی است. ظهور اینترنت منجر به شکل‌گیری رویکردی جدید در استراتژی‌های رقابتی شد. به جای جلب رضایت مشتری بوسیله قیمت پایین و کیفیت، سازمان‌ها بر اساس آنکه چه تعداد از افراد از محصولات آنان استفاده می‌کنند شروع به رقابت کردند. به عنوان مثال مایکروسافت و گوگل زمانی محصولات و خدمات آنان یک مزیت رقابتی محسوب می‌شود که افراد زیادی از آن‌ها استفاده کنند. در این دوره همچنین تمرکز اصلی استراتژی بر پاسخگو و انعطاف‌پذیری برای خلق مزیت‌های رقابتی موقت است. همچنین بر مفاهیمی چون مسئولیت اجتماعی و اصوال اخلاقی کسب‌وکار تاکید می‌گردد.

در ادامه اکوسیستم به عنوان رویکردی در استراتژی‌های رقابتی معرفی گردید. سازمان‌ها مزیت رقابتی را بوسیله همکاری با سازمان‌های دیگر بدست می‌آورند تا اینکه خود به تنهایی برای بدست آوردن آن تلاش کنند. اکوسیستم تغییری در ماهیت مزیت رقابتی ایجاد نکرده است بلکه سازمان‌ها تمایز و رهبری هزینه را از طریق اکوسیستم بدست می‌آورند. در واقع مزیت سازمان‌ها، از تعداد مشتریان به سمت تعداد شرکایی که شما برای ارائه محصولات خود دارید انتقال پیدا کرده است.

آیا اصول استراتژی که چندین دهه تغییر نکرده‌اند، هنوز اثربخش هستند؟

بیش از 30 سال است که مفاهیمی چون 5 نیروی رقابتی پورتر و اصول مزیت رقابتی در ادبیات استراتژی وجود دارند و تغییری نکرده‌اند. برخی از مدیران سوال می‌کنند که آیا مفاهیم جدیدی در حوزه استراتژی بوجود نیامده است. این سوال نشان دهنده عدم درک صحیح مدیران از ماهیت دانش است و مانند این است که از یک استاد ریاضی سوال شود که برخی از اصول ریاضی سال‌هاست که بوجود آمده اند آیا کارایی لازم را دارند یا مفاهیم جدید برای جایگزین آن‌ها وجود ندارد. ما نباید این اصول را به دلیل اینکه به مدت30 سال برای ما واضح و روشن بوده‌اند را کم اهمیت جلوه بدهیم. در واقع چالش پیش روی سازمان‌ها در مواجه با رقابت‌های کشنده، بازنویسی تئوری‌ها نیست بلکه بکارگیری خلاقانه آن‌ها می‌باشد.

این مرور سریع در سیر تکامل مدیریت استراتژیک نشان می‌دهد که پژوهش‌ها در مدیریت استراتژیک از مفاهیم ساده مانند دادن راهنمایی عمل به مدیران به سمت مفاهیم پیچیده و انتزاعی حرکت کرده است. در دهه 60 میلادی تمرکز اصلی مقالات بروی ویژگی‌های داخلی سازمان بوده است در دهه 70 میلادی مدیریت پورتفلیو و محیط خارجی و دهه 80 میلادی تمرکز به سمت ساختار صنعت، محیط خارجی و با گسترش رقابت‌های جهانی به سمت استراتژی‌های جهانی سوق پیدا کرد. در دهه 90 میلادی تمرکز پژوهش‌ها به سمت منابع داخل سازمان و محیط داخلی دوباره تغییر جهت داد. در قرن 21 مدل‌های کسب‌وکار نوآورانه، همکاری و یکپارچه‌سازی، حاکمیت شرکتی و مسولیت اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. همانطور که عنوان شد تکامل استراتژی کسب‌وکار بیش از آنکه بر گرفته از توسعه تئوری‌ها باشد بر گرفته از نیازهای عملی و واقعی کسب‌وکار است که بالطبع آن، رویکردهای پژوهشی در حوزه مدیریت استراتژیک را تحت تاثیر خود قرار داده است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا