فارکس برای مبتدی ها

عوامل موفقیت برای یک معامله گر از نگاه

ترس در معاملات فارکس غالبا مخرب است. همچنین معامله‌گران را به اتخاذ تصمیم‌های بی‌اساس سوق می‌دهد و حساب معاملاتیشان را آهسته آهسته خالی خواهد کرد.

روانشناسی معاملات در بازار فارکس به ساده‌ترین زبان ممکن

روانشناسی معاملات یکی از مهمترین عوامل موفقیت در بازار فارکس است زیرا شرایط روحی معامله گر در زمان معامله تاثیر زیادی روی قدرت تصمیمی گیری در زمان ورود و خروج از معامله و مدیریت سرمایه دارد. انسان ذاتا موجودی احساسی است حتی در مواقعی که تصمیمی بر پایه منطق میگیرد بازهم احساسات نقش موثری در این تصمیم گیری ایفا می کنند.

در بازار فارکس نیز اکثر معامله گران ضرر بر پایه احساسات را تجربه کرده اند بدین گونه که زمانی تحت تاثیر هیجانات ناشی از یک موقعیت اضطراب آمیز یا ناراحت کننده دست به معاملات گوناگون بدون رعایت روانشانسی معاملات و مدیرت سرمایه زده اند یا بخاطر ترس از دست رفتن سرمایه با اینکه تمام تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال نوید یک موقعیت خوب برای ورود به معامله را داده اند نتوانسته اند به معامله ورود کنند یا بدون اینکه اجازه دهند یک معامله سیر و زمان طبیعی خود را برای رسیدن به سود مناسب طی کند با دیدن اولین نشانه های ضرر از معامله خارج می شوند.

این رفتارهای برپایه احساس اگر مدیریت نشود میتواند منجر به شکست تریدرهایی که به خوبی به انواع تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال نیز تسلط دارند،شود. البته این احساسات همیشه اشتباه نیستند و گاهی نیز درست عمل میکنند اما یک معامله گر فارکس باید بتواند احساس درست و اشتباه را از یکدیگر تمیز دهد.

احساسات اشتباه نیستند گاهی واکنش ما به این احساسات اشتباه هستند.

روانشناسی معاملات مرز بین شکست و موفقیت در بازار فارکس است.

چهار مانع اصلی موفقیت در فارکس برپایه روانشاسی معاملات

برپایه روانشناسی معاملات ۴ مانع اصلی موفقیت فارکس شناسایی شده است:

احساس ترس در روانشناسی معاملات فارکس

ترس یکی از احساسات مفید و معمول در موقعیت هایی است که میتواند به انسان ضرر بزند. بقا انسان بدون وجود احساس ترس امکان پذیر نیست زیرا نمیتوانند موقعیت خطر را تشخیص دهند و برای دوری از آن عکس العملی نشان دهند. اما همین احساس ترس به چند نوع میتواند عامل شکست معامله گر فارکس باشد.

ترس از اشتباه

ترس به جای ایجاد انگیزه برای انجام معاملات بدون استرس از ورود به معامله خوب جلوگیری میکند و ما را متقاعد میکند که اشتباه میکنیم. با اینکه ممکنه است معامله گر زمان زیادی را صرف دستیابی یک استراتژی خوب کرده باشد اما ترس از اشتباه قدرت تحلیل را از بین می برد و تمام حواس متوجه خطرات احتمالی دیگر در بازار فارکس می شود.

ترس از دست دادن موقعیت خوب

یک معامله گر ترسو که نمیخواهد هیچ موقعیتی را برای کسب سود از دست بدهد قدرت تحلیل مناسبی ندارد بدون صبر و توجه کافی در هر موقعیتی وارد معامله می شود و معمولا پس از اینکه با ضرر مواجه شد متوجه می شود نشانه های موفق نبودن این معامله را ندیده یا به آن توجه نکرده است.

بدترین نوع ترس،ترس از بازنده بودن

ترس از شکست موجب ترس روانی در ذهن شده و قبل از هر تصمیمی هشدارهای ترسناکی به ذهن صادر می‌کند. شکست و موفقیت،سود و ضرر دو عضو جدانشدنی در معاملات فارکس است. امکان ندارد معامله گری هرچند موفق پیدا کنید که در هیچ معامله ای ضرر نکرده باشد. افرادی که ترس از شکست دارند اجازه نمیدهند که معامله سیر طبیعی خود را طی کند.

در یک معامله میان مدت یا کوتاه مدت ممکن است بارها معامله وارد ضرر شود اما در نهایت با سود بسته شود. معامله گری که ترس از شکست دارد اولین برای که معامله وارد ضرر شود بخاطر ترس از ضرر بیشتر و از دست دادن سرمایه به سرعت از معامله خارج می شود. یا درجایی دیگر معامله گر با جفت ارز EURUSD وارد معامله شده است که خبر بدی اقتصادی از اتحادیه اروپا اعلام می شود این معامله گر به سرعت از این معامله خارج می شود و مانع از دستیابی به سود احتمالی می شود.

ترس در معاملات فارکس غالبا مخرب است.

همچنین معامله‌گران را به اتخاذ تصمیم‌های بی‌اساس سوق می‌دهد

و حساب معاملاتیشان را آهسته آهسته خالی خواهد کرد.

حس طمع در روانشاسی معاملات فارکس

طمع از ترس نیز خطرناک‌تر است. طمع احساس خودخواهانه‌ای است که در معاملات فارکس شما را به گرفتن سود بیشتر تشویق می‌‍‌کند. آرزوی تحقق موفقیت و کسب سود بیشتر در بازار فارکس اصلا اشتباه نیست به شرطی که با برنامه ریزی و برپایه منطق باشد.اگر صرفا طمع کسب سود داشته باشید قدرت تحلیل از بین می رود و دست به معاملات با ریسک بالا خواهید زد از سود مستمر کم به طمع سود زیاد گذشته اید و تنها چیزی که نسیبتان می شود یک سرمایه از دست رفته و یک شکست بزرگ است.

اصطلاحی بین معامله‌گران است که می‌گوید:

هنگامی‌که گاوها و خرس‌ها سودده اند، خوک‌ها کشته می‌شوند.

خوک حیوان طماعی است و بازار مراعات طمع کاران را نمیکند و موجودات طماع همه دارایی خود را از دست خواهند داد. احساس طمع بسیار مخرب تر از ترس است زیرا احساس ترس معمولا جلوی ورود شما به معامله را میگیرد در واقع مانع کسب سود میشود اما احساس طمع موجب ورود بی ملاحظه به معاملات می شود و موجب ضرر می شود. از آنجایی که حرص و طمع ما را به عمل غیرمنطقی سوق می‌دهد، می‌تواند احساس بسیار خطرناکی به‌شمار آید. درست مانند نوشیدن الکل، حرص و طمع می تواند با مسموم کردن سیستم ذهنی‌تان، شما را به رفتار احمقانه وادار کند. اگر طمع انتخاب‌های معاملاتی شما را فلج می‌کند، پس شما به مرحله نا هوشیاری رسیده‌اید و به زودی تمامی دارایی حساب خود را از دست خواهید داد.

به عنوان مثال، معامله‌گری که ذهنی مسموم شده از طمع دارد، از معامله موفق خود خارج نمی‌شود، زیرا گمان می‌کند بازار برای همیشه تابع اوامر او حرکت خواهد کرد. همچنین شخص طماع در هر حرکت بازار که با انتظارات او همراه باشد به معاملات خود می‌افزاید. رفتارهای خطرناک دیگر این گروه از معامله‌گران شامل لوریج‌های بیش از حد، ورود سریع به معامله و انجام معاملات بیش از حد می‌باشد.

احساس خشم در روانشناسی معاملات فارکس

احساس خشم نیز برای معامله گر بسیار مضر و مخرب است. خشم معمولا پس از یک زیان به وجود میاید و برای معمله گران عصبی موجب معاملات انتقام جویانه می شود. در حالی‌که هدف اولیه معاملات انتقام‌جویانه برگرداندن میزان زیان‌های گذشته است، اما معمولا با زیان‌هایی بیش از دفعه قبل همراه است. معامله گران انتقام‌جو اغلب بازار را مسبب زیان‌های خود می‌دانند و نهایتا معاملات اشتباه بیشتری را انجام دهند.

معاملات انتقام جویانه به ۳ دلیل برای معامله گران بسیار مضر است:

۱- معمولا برنامه دقیقی برای ورود به آن وجود ندارد و شما را مجبور به معاملات عجولانه و احتمالا با سود پایین می‌کند. هنگامی‌که به معاملات انتقام‌جویانه تمایل پیدا می‌کنید، از معامله‌گری به سمت شرط بندی کشانده می‌شوید. در این شرایط، شما بدون هیچ تحلیل و برنامه‌ای به سرعت وارد معامله می‌شوید.

۲-چون شما قصد جبران زیان‌های گذشته را دارید، حس انتقام شما را وادار به انجام معاملات بزرگ‌تر می‌کند. شما برای برگشت سریع زیان،مدیریت ریسک را در نظر نمی‌گیرید و در نهایت،این روش یک معامله احساسی است که با انگیزه اشتباه مدیریت می‌شود. این امر تمرکز شما بر معاملات منطقی را از بین برده عوامل موفقیت برای یک معامله گر از نگاه و به سمت تصمیم‌های احساسی هدایت می‌کند.

۳-احساسات به افکار و قوانین شما نفوذ می‌کند و تدریجا تمام معاملات شما را فرا می‌گیرد، این زمانی است که لحظه به لحظه شاهد کم شدن موجودی حساب خود خواهید بود.

برای مثال شما وارد معامله ای می شوید و ۵۰دلار ضرر میکنید اینار با دو برابر حجم وارد می شوید تا زیان قبلی را جبران کنید اما مجددا دو برابر ضرر میکنید و چون فکر میکنید بازار مسبب این زیان است و به شما بدهکار است به راحتی دست به معامله ای بزرگتر می زنید تا سرمایه تان از بازار پس بگیرید و این روند تا آنجایی ادامه پیدا میکند که دیگر سرمایه ای برای ورود به معامله ندارید.

بروکر m4markets

حس غرور در روانشناسی معاملات فارکس

در آخر غرور میتواند موفقیت شما را به خطر بیاندازد. حس غرور یک احساس هیجانی است که معمولا پس از چند موفقیت بزرگ در معاملات فارکس به وجود میاید. حس غرور کاذب شما را متقاعد می‌سازد که به تمامی حرکات جفت ارزها کاملا مسلط هستید و تحلیل‌های شما بدون نقص است. در حالی‌که هیجان بعد از موفقیت طبیعی است، اما اعتماد به نفس بیش از حد مشکل ساز می‌شود. برای مثال، اگر در یک معامله خرید موفقیتی به دست آورده‌اید، به معنای تضمین موفقیت در معامله بعدی نخواهد بود. بازار به این شیوه عمل نمی‌کند.

راه های غلبه بر موانع روانی موفقیت در معاملات فارکس

بررسی های روانشناسی معاملات فارکس راه هایی برای غلبه بر موانع موفقیت را معرفی میکند.

برای آموزش فارکس سرمایه‌گذاری کنید

آموزش فارکس یکی از راه های اصلی غلبه بر این موانع روانی است. اگر آموزش کافی ببینید میتوانید بجای تکیه بر احساسات زودگذر میتوانید بر مهارتتان تکیه کنید و تصمیمات معقول و منطقی بگیرید. اگر بخواهید کورکورانه و بدون داشتن دلیل منطقی وارد معامله شوید به زودی احساسات بر شما غلبه خواهد عوامل موفقیت برای یک معامله گر از نگاه کرد و به سرمایه خورد خسارت وارد خواهید کرد.

مدیریت سرمایه و داشتن استراتژی معاملاتی در بازار فارکس بسیار موضوع مهم و کلیدی می‌باشد.

شما باید بدانید بازار فارکس و چارت قیمتی بر چه اساسی حرکت میکند اینگونه زمانی که یک خبر اقتصادی بد بشنوید به جای اینکه بترسید و بی دلیل معاملاتتان را باز یا بسته کنید به دنبال تاثیر این خبر بر حرکات بازار چه تاثیری می گذارند و چگونه باعث تغییرات قیمتی می شوند. آموزش صحیح فارکس به شما کمک می‌کند، استراتژی معاملاتی خود را خلق کنید که سودهای دائمی ایجاد کند. اگر بدون استراتژی سودده معامله می‌کنید، احتمالا فاجعه‌ای در انتظار شما است.

از استراتژی معاملاتی خود پیروی کنید

معامله‌گری با یک برنامه قوی ریسک را کاهش می‎دهد و به شما در کنترل هیجانات کمک می‎کند. یک برنامه معاملاتی، معمولا شامل یک سری دستورالعمل‎ و استراتژی‎‌ها جهت اخذ تصمیم‌های معاملاتی است. یک برنامه معاملاتی ، غالبا پس از انجام تحلیل‌های گسترده و مطالعه رفتار بازار ایجاد می‎شود. برای حفظ ثبات و سوددهی در معاملات، داشتن برنامه بسیار ضروری است.

به عنوان مثال برای داشتن یک برنامه معاملاتی مناسب می‎بایست به پرسش‎های زیر پاسخ دهد.

  • در هر معامله چند پیپ هدف گذاری کنم؟
  • در چه زمانی معامله کنم؟
  • در هر معامله چه میزان از سرمایه را به خطر می‎اندازم؟
  • برای ورود به معاملات باید از چه قوانینی استفاده کنم؟
  • معاملات باز را چگونه مدیریت کنم؟
  • برای خروج از معاملات باید از چه قوانینی پیروی کنم؟

اگر یک برنامه دقیق معاملاتی بر اساس سوال های بالا طراحی کرده باشید دیگر دچار هیجانات ناخواسته نمی شوید. بدون دلیل وارد معامله ای نمی شوید،از معامله ای خارج نمی شوید،حجم معامله را افزایش نمی دهید و… معامله بدون برنامه، شما را به امان احساسات رها می‎کند و متعاقبا، معاملات را بر اساس هیجانات و بدون هیچ‎گونه تحلیل معنادار حرکت بازار انجام خواهید داد.

به طور مثال: اگر طبق استراتژی معاملاتیتان پس از عبور از یک سطح فیبوناچی باید وارد معامله شوید باید تا حد امکان به این قانون پایبند باشید. در اینجا چارت ۴ ساعته از USDCHF آمده است. این چارت نشان می‎دهد که چگونه باید قوانین را به‏ کار گرفت.

مدیریت ریسک را تمرین کنید

برای جلوگیری از تبدیل شدن به یک معامله گر هیجانی،هیچگاه مبلغی را که نمیتوانید از دست بدهید را وارد معامله نکنید. شیوه رایج مدیریت ریسک این است که در هر معامله فقط ۱% از سرمایه را درگیر معامله کنید. مدیریت ریسک به موقع، همان چیزی است که معامله‎گر را از یک قمارباز متمایز می‌کند. در کنار بهره‎مندی هوشمندانه از لوریج، می‌بایست از حرکت با ترس یا نادیده‎گرفتن حد زیان اجتناب کنید و هدف‎های سودآور را انتخاب کنید.

به طور مثال:در اینجا معامله فروش AUDUSDآمده‎است با تعیین حد سود و حد ضرر آمده است. حد سود و حد زیان را باید قبل از ورود به معامله تعیین کرد اگر وارد معامله ای شدید و با حرکت بازار به سمت هدف حد سودتان را افزایش دادید در واقع شانس خودتان را در تبدیل یک معامله سودآور به یک معامله زیان ده افزایش داده اید. شما می بایست قبل از تعیین حد سود ابتدا ریسکتان را با تعیین حد ضرر کاهش دهید.

ذهنیت خود را تغییر دهید

ذهنیت غیر واقعی علت اصلی یک معامله هیجانی است. باید در انجام معاملات متمرکز باشید و تصمیمات هیجانی نگیرید.در غیر اینصورت عاداتی همانند ترس،طمع،خشم و غرور پیدا میکنید. صرفا تمایل به سود برای دستیابی به سود کافی نیست باید یک معامله گر بالغ(از لحاظ هیجان) باشید. شما باید به خود آموزش دهید که با حفظ اصول به سراغ بازار فارکس بروید و از تصمیم‎گیری بر اساس عصبانیت یا سایر هیجانات اجتناب کنید.

با ذهنیت شفاف و منطقی، هیجانات قدرت کافی برای کنترل تصمیمات شما نخواهند داشت.

نتیجه‌گیری

اگر نتوانید کنترل هیجانات خود را به دست بگیرید هیجانات کنترل شما را به دست خواهند گرفت که منجر به شکست خواهد شد. روانشناسی معاملات یکی از مهمترین فاکتورهای موفقیت معامله گران فارکس است.این موضوع باعث بیشترین میزان خطا برای اکثر معامله گران است. موفقیت و شکست در معاملات حرفه‌ای فارکس به مهارت شما در حذف احساسات از تصمیمات معاملاتی بستگی دارد و الفبای معاملات ارزی سودآور، در کسب این مهارت است.

معامله‌گر و تحلیل‌گر چه فرقی با هم دارند؟

تحلیل‌گر

تحلیل‌گر یا معامله‌گر ؟ اگر در بازارهای مالی فعال هستید حتما این دو واژه به گوشتان خورده است.برای موفقیت در بازارهای مالی باید معامله گر باشیم یا تحلیلگر؟ اصلا این دو با هم فرق دارند؟ در این مقاله آموزشی چیزهایی را متوجه می شوید که خیلی از افرادی که در این حوزه فعال هستند فراموش کرده اند و به آن توجهی نمی کنند.

تفاوت تحلیل گر و تریدر

به زبان ساده، تحلیل گر کسی است که فرضا بیان می کند تا تابستان ۹۹ قیمت دلار بالا خواهد رفت، ولی تریدر، از همین الان به فکر نوسان گیری از بازار است و روی پول خود با معاملات روزانه ریسک می کند و سود می گیرد.

در واقع، یک تحلیل گر روی خط و خطوط و پیش بینی های خود سود می کند، ولی یک تریدر، روی پول خود ریسک می کند. (تحلیل گر حرف می زند ولی تریدر عمل می کند)

برای آن که یک معامله گر و سرمایه گذار موفق در بازار سرمایه باشیم، باید یک تحلیل گر و تریدر مؤفق باشیم!

تحلیل‌گر

چطور یک تحلیل گر مؤفق باشیم؟

برای آن که بتوانیم یک تحلیل گر مؤفق در بازار سرمایه باشیم، لازم است ۳ بعد بازار را بشناسیم.

با یک مثال توضیح می دهیم:

فرض کنید یک تحلیل گر، با اطمینان و اعتماد به نفس، به شما می گوید سهم ذوب ۱۰۰ درصد سود خواهد داد. او از حرف خود مطمئن است.

ولی نکته ی قابل توجه این جاست که سود موردنظر از سهم ذوب، طی چه مدت عاید خریدار آن خواهد شد؟ دو ماه؟ یک سال؟ دو سال؟

بنابراین همواره این بُعد را درک کرده و آن را در معاملات خود در نظر بگیرید.

قیمت، بُعد دیگر را چطور می توانیم شناسایی کنیم؟

بر اساس ۳ سطح می توانیم قیمت را در بازار شناسایی کنیم:

یک: سطوح حمایت و مقاومت استاتیک

دو: سطوح حمایت و مقاومت داینامیک (و یا همان خطوط روند)

سه: سطوح فیبوناچی

الگوها

الگوها ۳ نوع اصلی دارند:

یک: الگوهای کلاسیک مانند الگوهای ادامه دهنده (مثل الگوی پرچم و مستطیل) و بازگشتی (مثل الگوی سر و شانه، دو کف، سه سقف)

دو: الگوهای هارمونیک، همانطور که قبلا گفته شد، بازار با هارمونی (هماهنگی) خاصی جلو می رود و در نظم خاصی گیر می افتد. بعنوان مثال می توانید عملکرد سهم بترانس را در سال ۹۸ بررسی کنید.

سه: امواج الیوت، در واقع امواج شگفت انگیز الیوت، که نیازی به معرفی ندارند!

پس از یادگیری الگوهای هارمونیک ، شما می توانید prz ها و trz ها را محاسبه کنید. در این مقاله قصد نداریم این دو اصطلاح را کامل شرح دهیم، در همین حد کافی است بدانیم که منظور از آن ها “محتمل ترین محدوده بازگشت بازار بر اساس قیمت و زمان” می باشد.

یک سوال مهم

چرا بعد زمان بسیار اهمیت بسیار بالایی دارد؟

برای درک این بحث، لازم است با مفهومی به نام، هزینه فرصت آشنا شویم.

فرض کنید شما در ابتدای سال ۹۸، با یک میلیارد تومان سرمایه مازاد خود، یک خانه یک میلیارد تومانی می خریدید و در پایان سال، ارزش آن با ۲۰ درصد سود، ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان شده بود.

اگر همین پول را برای مثال در بورس می گذاشتید، در مدت مشابه می توانستید، یک میلیارد تومان را به ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان تبدیل کنید و بنابراین، می توانستید سود بیشتری کنید.

شما در واقع ۳۰۰ میلیون تومان در سرمایه گذاری خود روی ملک موردنظر، نسبت به بازار بورس، هزینه فرصت داشته اید.

تحلیل زمانی و درک بعد زمان به ما کمک می کند که هزینه فرصت کمتری متحمل شویم!

تحلیل‌گر

معامله گر کیست؟

تریدر یا معامله‌گر کسی است که اقدام به خرید و فروش دارایی‌ها در کوتاه مدت می‌کند. او این کار را با هدف کسب منفعت از نوسانات قیمتی انجام می‌دهد، پس می‌توان گفت که ذات عمل معامله‌گری در بلندمدت نیست.

برای این که به رابطه بین زمان در تریدری و سرمایه‌گذاری پی ببریم، باید به نکته زیر دقت کنیم:

به‌عنوان مثال وقتی شما یک واحد آپارتمان می‌خرید، احساس برنده بودن می‌کنید. چون می‌دانید که ارزش آن در آینده بیشتر از قیمت پرداختی شما است و شما برای توسعه دارایی‌هایتان در آینده و بهره‌برداری از منافع آن این اقدام را انجام داده‌اید. اما این آینده دقیقا یعنی کی؟ فردا؟ هفته بعد؟ ماه بعد؟

کمی به این موضوع فکر کنید. آیا وقتی شما خانه‌ای می‌خرید انتظار دارید که از فردا قیمت ملک شما رشد کند؟ اصلا هدف شما از این که که ملکی را می‌خرید چیست؟ آیا با این دید می‌خرید که هفته بعد آن را بفروشید؟

اکثر مردم برای خرید ملک دید بلند مدت دارند. به‌عبارت دیگر شاید کمتر باشد که ملکی را برای فروش در هفته بعد خریداری کند. پس خرید ملک را می‌توانیم در دسته سرمایه‌گذاری‌ها قرار دهیم و درواقع کسانی که ملک می‌خرند، سرمایه گذاری می‌کنند.

تبدیل تحلیل گر به معامله گر

چه چیزی باعث می شود یک تحلیل گر نتواند به خوبی تحلیل بازار ، تحلیل خود را به کار بگیرد و معامله کند. ؟

دلایل متعددی وجود دارد که در دوره روانشناسی به توصیف یک به یک آنها خواهیم پرداخت اما ۳ دلیل عمده موفقیت معامله گران را برایتان توضیح می دهیم:

  1. منضبط بودن : تحلیل گر موفقی که قصد دارد به یک معامله گر موفق تبدیل شود، با انضباط است و دارای پلان و استراتژی ترید است.
  2. متمرکز: شرط تبدیل تحلیل گر به معامله گر موفق این است که متمرکز باشد و بر اساس پلان شخصی خودش معامله کند و در روند کلی معاملات خود از سایتهای خبری تاثیر نگیرد.
  3. اعتماد به نفس: یک معامله گر موفق شخصی است که حتی با وجود ضرر و علی رغم معاملات ضرر ده اعتماد به نفس خود را از دست نداده و مطابق پلان از پیش تعریف شده عمل می کند.

برخی از ویژگی ها

معامله‌گر و تحلیل‌گر توانایی همکاری با یکدیگر را دارند، اما قطعاً نقش آن‌ها متفاوت است. یک معامله‌گر پول به بازار تزریق می‌کند و عملکرد خود را به‌سادگی اندازه‌گیری می‌کند؛ اما هدف اصلی یک تحلیلگر درک و کشف آن چیزی است که ممکن است در بازارها رخ دهد. او حقایق را اندازه‌گیری می‌کند.

● یک تحلیلگر قضاوت اشتباه خود را «ضعف بازار» می‌نامد.

● یک معامله‌گر هنگام اشتباه، معاملۀ خود را می‌بندد و به سمت فرصت معاملاتی بعدی حرکت می‌کند. امیدوارم آسیب کمی دیده باشد!! اشتباه، فرض اساسی برای یک معامله‌گر است. یک معامله‌گر زمانی که اشتباه می‌کند و از بازار خارج می‌شود، مایل است به‌اشتباه خود اعتراف کند؛ اما تحلیل‌گر به موقعیت معاملاتی بازکردۀ خود می‌چسبد تا فقط نشان دهد که درست گفته است.

● یک معامله‌گر باید به هر هشداری واکنش نشان دهد و قواعد معاملاتی او می‌گوید: به اخبار توجه کن. بسیاری از تحلیل‌گران با بازار همراه می‌شوند و به‌جای تلاش برای کسب سود در تلاش‌اند تا حرف خود را به اثبات برسانند.< وقت بسیار زیادی را برای یادآوری پیش‌بینی‌های درست خود به دیگران صرف می‌کند>. به همین دلیل آن‌ها معامله‌ای زیان ده را برای همیشه نگه می‌دارند. چراکه خروج آن‌ها از معامله با زیان، آن‌ها را مجبور به اعتراف اشتباهشان می‌کند.

● تحلیل‌گران به مطالعۀ صنایع، شرکت‌ها و شرایط اقتصادی می‌پردازند. معامله‌گران (حداقل بیشتر معامله‌گران)، به مطالعۀ رفتار قیمت‌ها می‌پردازند و کمتر به قیمت شرکت اهمیت می‌دهند.

● هنگامی‌که یک تحلیلگر نظر خود را در مورد سهام یا وضعیت کلی بازار تغییر می‌دهد، آن را «تجدیدنظر در پیش‌بینی با توجه به تغییر عوامل بنیادی» نام می‌نهد. وقتی‌که یک معامله‌گر دیدگاه خود را در مورد دادوستد تغییر می‌دهد، آن را «انعطاف‌پذیری برای حفظ سرمایه و بقا» خطاب می‌کند.

تحلیل‌گر

نتیجه

با همه گیر شدن شبکه های اجتماعی، بازار خرید و فروش تحلیل ( سیگنال ) برای افراد سود جو خیلی گرم شده است. متاسفانه افراد از ناآگاهی مردم سؤ استفاده می کنند و پول های سنگینی،برای فروش تحلیل سهام از مردم میگیرند.

لطفا و خواهشا به صورت مستقیم، بدون کسب دانش معامله گری، اقدام به معامله نکنید، چون در نهایت سرمایه خود را از دست می دهید.

معامله گری نیاز به زمان و کسب دانش دارد که هر کسی زمان و شرایط آن را ندارد. با سرمایه گذاری غیر مستقیم می توانید چندین برابر بانک و حتی سرمایه گذاری در املاک سود کسب کنید. که اصول خیلی ساده ای دارد و اصلا نیاز نیست برای این نوع از سرمایه گذاری وقت بگذارید. در ضمن استرس سرمایه گذاری مستقیم را هم ندارد.

مرکز آموزشی و کارآفرینی خوارزمی در مسیر یادگیری مهارت های حرفه ای، پیشرفت شغلی، کارآفرینی و توسعه کسب و کار با بهره مندی از دانش و تجربه اساتید متخصص و دارا بودن کادری مجرب در کنار فراهم آوردن محیطی پویا با امکانات روز آموزشی، با افتخار در کنار شما خواهد بود. امیدواریم بتوانیم نقش و سهمی موثر در آینده، جایگاه شغلی و اجتماعی شما مردم کشور عزیزمان ایران داشته باشیم و رسالت اجتماعی خود را به نحو احسن ایفا نماییم.

در معاملات فارکس باید صبور باشید

معاملات بازارهای مالی بین المللی صبر و شکیبایی در تجارت فارکس با منفعت همراه است از آنجا که به شما این اجازه را می دهد که منتظر یک معامله ی خوب باشید. اکثر معامله گران بسیار مشتاق اند که با شتاب از هر فرصتی برای معامله استفاده کنند. این امر احتمالا ناشی از اشتیاق و طبیعت انسانی ما برای به دست آوردن درآمدی سریع و آسان است؛ اما چیزی که احتمال برنده شدن را به شدت افزایش می دهد، داشتن صبر و حوصله در جمع آوری تمام اطلاعات مورد نیاز قبل از انجام یک معامله است. با توجه به وجود عواملی نظیر شکل گیری روند ها، جهت روندها و نوسانات این کار به زمان احتیاج خواهد داشت. بی حوصله گی در توجه به این مسائل منجر به ضرر مالی می شود. گاهی اوقات یک استراحت موقت بسیار مفید بوده و به شما اجازه می دهد به جای تمرکز بر روی یک جنبه ی خاص همه ی جوانب را در نظر بگیرید. به یاد داشته باشید که انجام معامله در زمان نادرست ممکن است ضرر های پی در پی در آینده به همراه داشته باشد. انتظار برای روند حرکتی بازار پیش از انجام یک معامله به صبر و شکیبایی نیاز خواهد داشت.

برخی از معامله گران درک نمی کنند که کسب موفقیت پروسه ای است که در طی زمان اتفاق می افتد. آن ها اغلب با امید کسب درآمدی آسان و سریع طعمه ی بی صبری خود می شوند. این محیط می تواند بسیار دشوار باشد که درک نمودارها در آن کار آسانی نیست؛ بنابراین، عاقلانه است که گاه گاهی کمی از این محیط فاصله بگیرید تا از اشتباهات پر هزینه جلوگیری کنید. به هیچ وجه عجله نکنید، بر اساس احساسات تصمیم نگیرید و به هر قیمتی وارد معامله نشوید. بازار ممکن است شما را فریب دهد و اغلب نشانه های اشتباه ارسال کند. صبورانه منتظر بمانید که بهترین فرصت ها در کنار یکدیگر قرار بگیرند و سپس بی رحمانه (قوی) وارد عمل (معامله) شوید.

شکست در گذشته

موضوع دیگری که معامله گران را به بی حوصله گی سوق می دهد، عدم موفقیت یک سیگنال تجاری در گذشته است. این امر باعث می شود که معامله گران احساسی برخورد کنند و با معاملات پی در پی در صدد جبران ضرر باشند. شکست به ما می آموزد که در تلاش های بعدی دقت بیشتری به خرج دهیم. اگر عجولانه عمل کنید ضرر های شما نه تنها دو برابر بلکه سه و یا چهار برابر خواهند شد؛ بنابراین، همواره از بی صبری اجتناب کنید. بهتر است امور را به حال خود بگذارید و عجله نکنید، به یاد داشته باشید بازده مناسب در معاملات همانند زندگی به زمان احتیاج دارد. انتظار نتایج مطلوب به محض شروع تجارت رویکرد پر مخاطره ای است. یکی از دلایل اصلی ضرر کردن معامله گران تازه کار در هنگام معامله، عدم توجه به این موضوع است.

معاملات بازارهای مالی بین المللی همانند نوشتن یک طرح تجاری نیازمند دیدی روشن، تمرکز و در نهایت یک برنامه ریزی برای عمل است. همانطور که گفته شد، تجارت سرشار از سورپرایزهای دلپذیر و یا ناخوشایند است. این رویداد های غیر منتظره می توانند صبر و شکیبایی یک فرد را مورد آزمایش قرار دهند؛ بنابراین، بسیار حیاتی است که یک استراتژی کلی دنبال شود. بی صبری معامله گران به همراه فکر درآمد زایی در پس ذهنشان، همیشه آن ها را از مسیر استراتژیک منحرف می کند. بسیار واضح است که این مسئله منجر به ضرر مالی خواهد شد. برخی از معامله گران به صورت پی در پی ضرر می کنند. این گونه ضرر های پی در پی را می توان با فضای قمار مقایسه کرد که در آن فرد هر بار تهاجمی تر از قبل رفتار می کند و بدون در نظر گرفتن اقدامات لازم در فهم صحیح وضعیت، همیشه به دنبال انتقام جویی ضرر مالی وارده است. بی صبری باعث می شود فراموش کنیم که چرا در وهله اول مرتکب اشتباه شده ایم. یک معامله گر باید با طمأنینه به بررسی جزئیات بپردازد تا دلایل اشتباه را دریابد. برخی با بی توجهی به این گام پر اهمیت به انتظار معامله ی بعدی می نشینند. یک نگرش شتابزده مطمئناً ما را به سمت ضرر های پی در پی سوق خواهد داد. یک معامله گر باید به جای احساس خود، یک استراتژی را دنبال کند. در نهایت، فرد باید در هر زمان و تحت هر شرایطی قوانین تجاری خود را دنبال کند.

چرا صبر و شکیبایی حائز اهمیت است

درک اهمیت صبر و شکیبایی در بازار Forex و انجام آن در واقعیت، دو امر کاملاً متفاوت هستند. برخی از معامله گران آنقدر به تصمیمات تجاری خود اطمینان دارند که فراموش می کنند طرح تجاری خود را دنبال کرده و احساسات خود را وارد مسائل تجاری نکنند. این امر را می توان به منزله ی از دست دادن یک شروع بسیار عالی و یا یک کار تجاری طولانی مدت تلقی کرد. به منظور جلوگیری از این گونه اشتباهات، بسیار اهمیت دارد که صبر و شکیبایی را به صورت روزانه تمرین کنید. عادت کنید به خودتان انگیزه بدهید، به خصوص اگر به تازگی در معامله ای ضرر داده اید. انگیزه نقشی کلیدی در آمادگی مجدد و طرز فکر درست بازی می کند. هرگز بر اساس احساسات تصمیمات تجاری نگیرید. تمام تصمیمات تجاری باید با ذهنی باز و بعد از عوامل موفقیت برای یک معامله گر از نگاه تجزیه و تحلیل نمودارها، روند ها و قیمت ها انجام شوند. اگر فرد به جای تصمیم گیری منطقی، بیش از حد به احساسات خود تکیه کند، مطمئناً ضرر خواهد کرد. این باعث می شود که فرد از توجه به عوامل مهم پیرامون تصمیم تجاری چشم پوشی کند. برای اینکه همیشه ذهنی باز داشته باشید، بهتر است که گامی به عقب برداشته و کمی استراحت کنید. به یاد داشته باشید که لازم نیست هم اکنون تصمیم بگیرید، برای هر چیزی همواره وقت دارید. ترندهای رو به بالا می توانند در نهایت معکوس شوند و پیش بینی این الگو ها با ذهنی ناشکیبا اگر چه غیر ممکن نیست اما بعید به نظر می آید.

در دراز مدت، آن ها در عرصه تجارت دوام نمی آورند. به یاد داشته باشید، تا زمانی که شما به برنامه تجاری خود پایبند باشید از دست دادن یک معامله ی خوب کاملاً طبیعی است. اگر در مورد روند مورد نظر مطمئن نیستید، بدون عجله و با شکیبایی منتظر بمانید تا همه چیز به درستی آشکار شود. اگر مرحله ی آغازین یک روند را از دست دادید، منتظر حرکت نزولی آن باشید. به این ترتیب، حداقل آسوده خاطر هستید که در جهت درستی از بازار قدم بر می دارید. در مقایسه با یک قمار باز احساسی، به زمان احتیاج دارید تا به یک معامله گر موفق تبدیل شوید. مهمترین چیز آن است که طرز فکری درست داشته باشید و استراتژی تجاری خود را محکم و استوار دنبال کنید.

تفاوت سرمایه گذار و معامله گر

تفاوت سرمایه گذار و معامله گر

اولین قدم در راه موفقیت در بورس این است که عوامل منجر به موفقیت را کاملاً بشناسیم و بدانیم که چه مراحلی را باید طی کرد تا به آنجا رسید و بعد نقشه راهی برای گذر از این وادی ترسیم نماییم. بعد از آن قدم بعدی که اغلب نادیده گرفته می شود این است که شما تشخیص دهید به عنوان سرمایه گذار در بورس حضور دارید یا به عنوان معامله گر. این مسئله بسیار مهم و نقش آفرین است به این دلیل که تفکر و استراتژی های معاملاتی این گروه به طور کامل با هم متفاوت است و عدم تشخیص خود در یکی از این دو گروه باعث می شود نحوه تجزیه و تحلیل و معاملات شما دچار نوعی سردرگمی شود که منجر به عدم موفقیت در معاملات خواهد شد. در ادامه با مروری بر تفاوت سرمایه گذار و معامله گر با نت نوشت همراه باشید.

تفاوت سرمایه گذار و معامله گر

یکی از اشتباهات رایج مردم در بورس همین عدم تفکیک و تفاوت سرمایه گذار و معامله گر از هم است. به طور مثال شما سهامی را از نظر یک سرمایه گذار تجزیه و تحلیل می کنید ولی در زمان ورود و خروج از نظر یک معامله گر عمل می کنید به این معنا که این سهم یک سرمایه گذاری بلند مدت است و در آن صورت سوددهی خوبی نصیب شما می شود ولی شما بدون توجه به این مسئله متوجه می شوید در کوتاه مدت هیچ اتفاق خاصی در سهام نیفتاده است و اشتباهاً آن را می فروشید بدون توجه به این که آن شرکت از دیدگاه سرمایه گذاری تحلیل شده است و با شما با دیدگاه یک معامله گر با آن برخورد کرده اید. و بعد هم سهام رشد کرده است و شما خارج از بازار فقط نظاره گر سودهای دست نایافته خواهید بود.

در ادامه بررسی تفاوت سرمایه گذار و معامله گر باید گفت بنابراین قدم دوم درک صحیح از رفتار سرمایه گذاران در مقابل رفتار معامله گران است و تشخیص و انتخاب یکی از دو گروه به عنوان شیوه معاملاتی شما و انجام نحوه تجزیه و تحلیل شخص هر گروه برای ورود و خروج به سهام.

در بعضی از اوقات شما می توانید خود را جزء هر دو گروه ببینید به این شکل که چند درصد از پرتفوی (سبد سهام) خود را به سهام هایی که از نظر سرمایه گذاری تحلیل شده اند اختصاص می دهید و چند درصد دیگر را به سهام هایی که از نظر معامله گری تحلیل شده اند را اختصاص می دهید.

ولی نکته مهم درباره تفاوت سرمایه گذار و معامله گر این است که در موقع فروش و در طول نگهداری سهام دقیقاً باید بر اساس همان شیوه ای که سهام را تحلیل کرده اید ( از دیدگاه سرمایه گذار یا معامله گر) خرید کرده اید رفتار نمایید و مواظب باشید شیوه انتخاب این سهام ها با یکدیگر تداخل نماید.

هفت عادت مناسب برای معامله گر – قسمت چهارم

عادات معامله

توجهتان را به تعداد پیپها معطوف کنید نه به مقدار دلاری حسابتان

  • View Trading as a Score in Points and Not In Money

به نظر شما چرا من اصرار دارم و مدام میگویم ” فقط و فقط قوانین ترید را دنبال کنید و مابقی مسائل را فراموش کنید؟

اگر ارزیابی شما از معاملاتتان بر اساس واحد دلاری حساب و نه تعداد پیپها باشد مطمئنا نتیجه خوبی نخواهید گرفت .

باید یاد بگیرید که مبنای ارزیابی معاملات شما پول کسب شده و یا از دست رفته نیست بلکه فرض کنید مشغول یک بازی هستید و نتیجه عملکرد شما بوسیله امتیازهایی که کسب میکنید سنجیده میشود.

محاسبه موجودی حسابتان را فراموش کنید و فقط بر پیروی بی عیب و نقص از قوانین تمرکز کنید . در اینصورت مطمئن باشید که نه تنها موجودی حسابتان نیز به طبع گرفتن پیپهای بیشتر بالا میرود بلکه به میزان قابل توجهی از استرس شما نیز کاسته میشود .

آیا متوجه شدید زمانی که به موجودی دلاری حسابتان نگاه میکنید در هنگام بالا و پایین شدن موجودی ناخوداگاه این افکار در سرتان پدید می آید که ” اوف چه سود خوبی حالا من میتونم یک ماشین تازه بخرم ” یا ” وای تمام پولی که برای تعطیلاتم کنار گذاشته بودم از دست رفت . ” این نوع ترید کردن ترید کردن احساسی است و مطمئن باشید که هیچ تریدر احساساتی نداریم که موفق باشد .

وای تمام پولم رو از دست دادم

من خودم در اوایل کارم تمام این رویاها و افکار را داشتم. در طول روز و در جریان معاملاتم همواره این افکار از سرم میگذشت. یکروز حساب میکردم 500 دلار از دست دادم و ناراحت میشدم روز دیگر 500 دلار سود میکردم و احساس میکردم دوباره زنده شدم و دوست داشتم خوشحالی بکنم . حتی اگر من با این خصوصیات می توانستم موفق هم بشوم این موفقیت نمیتوانست لذت بخش باشد.

امروزه من با سیستم ترید خودم که ریسک کم و بازده بالایی دارد موفق هستم اما هر وقت به نمودار نگاه میکنم و تصمیم به خرید یا فروش میگیرم اول تصمیم را با قوانین تریدم چک میکنم. من یک تریدر معمولی اما پیرو سر سخت قوانین هستم. مرور رفتار نوابغ بازار نشان میدهد بعضی از خصوصیات در بین همه انها مشترک است. آنها هرگز در طی انجام معاملات پنجره ای که موجودی حسابشان را نشان میدهد باز نمیکنند و تمام تمرکزشان را بر روی اجرای صحیح معاملات می گذارند.

آنها فقط قوانین را دنبال میکنند و سعی در کسب امتیازات بیشتر دارند. من به جرات میگویم اگر شما با هر نوسان قیمت میزان دلاری سود و زیان تان را چک میکنید غیر ممکن است که یک تریدر حرفه ای بشوید.

اگر می بینید بعد از هر سود و زیانی ناخوداگاه به مانده حسابتان رجوع میکنید و با افزایش یا کاهش آن خوشحال یا ناراحت میشوید یعنی یک عامل منفی برای موفقیت بر سر راهتان وجود دارد.

اگر میخواهید موفق شوید باید این احساس را از بین ببرید . حتما میپرسید چگونه ؟ یک راه دارد و آنهم پیروی از قوانین است .

خب حالا حتما این سوال برایتان پیش میاید که چطور اینکار را انجام دهیم ؟ پاسخ من به شما این است که پیروی از قوانین را هدف اصلی خود قرار دهید. اصلا میزان افزایش یا کاهش موجودی را فراموش کنید و فقط تمرکزتان را بر روی اجرای صحیح قوانین قرار دهید. فرض کنید حقوق بگیری هستید که رئیستان گفته فقط این قوانین را اجرا کن و کاری با نتیجه آن نداشته باش. فرض کنید اجرای درست قوانین فارغ از این که نتیجه چه باشد کافیست تا شما حقوقتان را تمام و کمال دریافت کنید .

یکی از کتب جالبی که خوانده ام کتاب ” چگونه 52 میلیون دلار بدست آوردم ” نوشته نیکلاس دارواس میباشد. من این کتاب را بسیار دوست دارم چون وقتی اونو میخونم به خوبی احساس میکنم این شخص چگونه از یک تریدر احساساتی به یک تریدر فارغ از احساسات و مانند یک ربات تبدیل شده است.

اما او چگونه موفق شد ؟ او ابتدا قبول کرد که مسئول عملکرد خویش است و در برد و باخت او هیچ کس و هیچ چیز مقصر نیست و سپس سیستم مناسب خودش را بهینه کرد و برای اجرای آن برنامه ریزی نمود. یکی از دلایل موفقیت او این بود که هیچگاه دلارهایی که بدست میاورد یا از دست میداد را نمی شمرد.

او یک سیستم و یکسری قوانین داشت هنگامی که سیگنال خرید و فروش توسط سیستم صادر میشد درصدی از سرمایه خود را درگیر معامله میکرد و برای او فرقی نمیکرد که 5000 دلار سرمایه دارد و یا 50000 دلار و تنها به تعداد پیپها فکر میکرد . او بدون اینکه به تغییرات حسابش نگاه کند فقط قوانین را دنبال میکرد .

یکبار او به میزان 350000 دلار از سهام شرکتی را در قیمت 53 دلار و بر اساس سیگنال سیستمش خریده بود. پس از مدتی قیمت این سهم رشد کرد و یکروز کارگزار دارواس با او تماس گرفت و گفت تو حالا نزدیک به 250000 دلار سود کرده ای. دارواس به فکر فرو رفت و دید هنوز سیگنال فروشی از سیستمش صادر نشده است. او می دید اگر الان سهامش را بفروشد پول بسیار زیادی نصیبش می شود و یک حسی به او میگفت قوانین را فراموش کن و سودت را بردار و برو. اما او کمی بیشتر فکر کرد و متوجه شد اگر الان این سهام را بفروشد اگر چه پول خوبی بدست خواهد اورد اما مطمئنا در پیروی از قوانینش موفق نبوده است و بالاخره تصمیم گرفت سهام را تا زمانی که قوانین تریدش به او دستور فروش نداده نگهداری کند. طی روزهای بعد قیمت سهم همچنان رشد کرد و دارواس زمانی که سیگنال فروش از سوی سیستم اش صادر شد سهم را فروخت و سودی بسیار بیشتر از 250000 بدست اورد .

اگر قرار باشد شما دائما موجودی حسابتان را چک کنید و به محض بالا و پایین رفتن مانده حسابتان شروع به نقشه کشیدن برای خرج کردن سودها و یا جبران کردن زیان تان بکنید من شک دارم که شما بتوانید به ترید ادامه دهید.

من در اوایل ورودم به بازار بارها و بارها وسوسه می شدم که قوانین ترید را نقض کنم و با خودم میگفتم همین یکبار اما بعد از مدتی که تجربه ام بیشتر شد متوجه شدم که بهیچ وجه و هرگز نباید از اجرای دقیق قوانین سرپیچی کنم و در این مورد حتی یک استثنا هم قابل قبول نیست و همچنین یاد گرفتم که نباید موجودی حسابم را بشمرم و فقط باید به فکر کسب امتیازات بیشتری از این بازی باشم.

فکر میکنید در این بازار چه چیز افراد برنده و بازنده را از هم متمایز میکند؟ مطمئن باشید فقط قدرت و نظم افراد در پیروی از اصول و قوانین است که باعث بوجود آمدن برندگان و بازندگان میشود و چون تعداد کمی تریدر می توانید پیدا کنید که واقعا دیسیپلین داشته باشند در نتیجه تعداد افراد برنده بازار نیز بسیار کم است.

میان ترید و زندگی شخصی تان تعادل برقرار کنید

  • Keep Trading as Part Of Balanced Life

ترید کردن صرف نظر از اینکه موفقیت آمیز باشد یا خیر حرفه پر استرسی است. زمانی که شخصی ترید میکند چه پولی بدست آورد یا از دست بدهد باید استرس فراوانی را تحمل کند. شما میبایست مانند تمام تریدرهای موفق سعی کنید تا این استرس را از بین ببرید.

من تاکنون ندیده ام که یک تریدر حرفه ای و موفق استرس زیادی داشته باشد. اکثر تریدرهای موفقی که من با آنها صحبت کرده ام ریلکس و آرام به نظر میرسند. به نظر من یکی از عوامل موفقیت آنها همین بوده است که توانسته اند استرس را از خودشان دور نمایند .

یکی دیگر از نقاط اشتراک تریدرهای بزرگ توانایی آنها برای دست کشیدن از ترید است و این توانایی از آنجایی ناشی میشود که آنها در قبال پوزیشنهایشان خونسرد هستند در حالی که بسیاری از انها معاملاتی با حجم چندصد میلیون دلار را اداره میکنند .

در مقابل خیلی از افراد دیگر حتی با معاملات چند هزار دلاری به شدت هیجان زده میشوند.

اگر شما سعی میکنید که قیمتها و بازار را کنترل کنید در حقیقت وقتتان را هدر داده اید و نتیجه اش تنها تحمل استرس فراوان است . نگاه کردن 24 ساعته به بازار و در تایم فریم های مختلف بعد از باز کردن پوزیشن هیچ نفعی برای شما نمیتواند داشته باشد.

من در پایان روز معاملاتی تمام نمودارها را میبندم و مابقی وقتم را صرف ورزش , مطالعه , نوشتن و پیاده روی میکنم و بطور کامل از بازار دور میشوم . در تمام فعالیتهای اقتصادی لازم است که مدتی را به اینگونه مسایل لازم برای زندگی اختصاص دهیم .

ورزش و مطالعه در هنگام ترید

از زمانی که من سعی کردم ترید را تنها جزیی از زندگیم به شمار بیاورم و به کارها و تفریحات دیگر هم برسم نه تنها نتیجه معاملاتم بهتر شده بلکه از زندگی شخصی ام نیز بیشترلذت میبرم.

اما یکبار دیگر رمز موفقیت تریدرهای حرفه ای در این بازار را با هم مرور میکنیم .

  • آنها در ابتدا قبول کرده اند که مسئول عملکردشان فقط خودشان هستند و برای موفقیت تصمیم گرفته اند تلاش کنند.
  • سیستم مناسبی برای خودشان پیدا کرده اند و آنرا بارها تست نموده اند.
  • برای تمام معاملات و جزییات آن برنامه ریزی دارند و به ان عمل میکنند.
  • بر روی مسائل اساسی و بنیادی سیستم شان سخت کار میکنند تا آن را بهینه کنند .
  • به سیستم و قوانین شان اعتماد دارند و در اجرای بی عیب و نقص سیستم شان اعتماد به نفس بالایی دارند.
  • یاد گرفته اند که به اینکار مانند یک بازی نگاه کنند که میبایست از آن امتیاز کسب کنند و هیچگاه موجودی حسابشان را شمارش نکرده و آن را ملاک ارزیابی عملکردشان قرار نمیدهند . اکثر تریدرهای حرفه ای ثروتمند هستند و رمز موفقیت آنها در همین است که به اینکار به عنوان یک سرگرمی نگاه میکنند و ناخوداگاه با کسب امتیازهای بیشتر درآمد هم کسب میکنند.
  • آنها میدانند که نمیتوانند هیچ کنترلی بر بازار داشته باشند . ترید کردن تمام چیزی نیست که یک تریدر حرفه ای به ان میپردازد. آنها همیشه بین ترید کردن و زندگی شخصی شان تعادل را برقرار می کنند.

ترید کردن تنها جزئی از زندگی شماست. اگر تمام تمرکزتان را برروی فراز و نشیبهای ان قرار دهید نه تنها نتیجه رضایت بخشی نخواهید گرفت بلکه باعث خواهید شد تا از دیگر جنبه های زندگیتان نیز غافل بمانید.

اگر شما بتوانید یک میلیون دلار ار این بازار درآمد کسب کنید مسلما رضایت بخش خواهد بود اما باید دید این پول به چه قیمتی کسب شده و درمقابل بدست آوردن ان از چه چیزهایی جا مانده اید. هدف تنها رسیدن به مقصد نیست بلکه چون شما مدت بیشتری را در راه رسیدن به هدف به سر میبرید در نتیجه نحوه طی مسیر نیز بسیار مهم است .

شما برای انجام تریدهای موفق نیاز دارید تا بعضی اوقات دست از کار بکشید و تجدید قوا کنید. من کاملا بخاطر دارم چند سال اول که وارد بازار شده بودم تمام روز , شب و تعطیلات آخر هفته را صرف خواندن, نوشتن , نگاه کردن به نمودار و تست سیستم های مختلف میکردم و در حقیقت من تمام نیازهای دیگر زندگی ام را فراموش کرده بودم . بعدها فهمیدم که بدون توجه به دیگر نیازهای زندگی امکان موفق شدن وجود ندارد. بعد از آن سعی کردم تا این اشتباه را دیگر تکرار نکنم و میان زندگی و ترید کردن تعادل ایجاد کنم.

استرس زیاد باعث میشود تا شما نتوانید از زندگی تان لذت ببرید. سعی کنید در ذهنتان ده سال اینگونه ترید کردن را مجسم کنید. به نظر شما بعد از این مدت شما از نتیجه راضی خواهید بود حتی اگر میلیونها دلار پول داشته باشید. ترید کردن مانند مابقی حرفه ها میباشد. شما میبایست از ساعت 9 تا 5 بعدازظهر سخت کار کنید و سپس بطور منظم دست از کار بکشید و به بقیه زندگی تان برسید .

اغلب تریدهای موفق من زمانی بوده است که سهمی را مطابق قوانین سیستم مورد استفاده ام که بلند مدتی میباشد خریداری کردم و سپس حد ضرری برای آن تعیین کرده ام . سپس به تعطیلات و سفر رفته ام و دیگر به قیمتها توجهی نداشته ام. معمولا بعد از بازگشت با سودهای زیادی مواجه شدم.

اگر شما احساس کنید که میتوانید بازار را کنترل کنید مطمئنا ترید کردن باعث خواهد شد که فکرتان خراب شود و ناامیدتان کند. ولی اگر شما برای خودتان قانونی بگذارید و مثلا بنا به ضرورت سیستم مورد استفاده در طول روز به تعداد معین قیمتها را چک کنید و تصمیم بگیرید بسیار راحت تر خواهید بود و در غیر اینصورت نه تنها وقتتان هدر خواهد رفت بلکه احتمال ارتکاب اشتباه نیز از سوی شما بیشتر خواهد شد.

اگر شما برای معامله سیستم دارید و قوانین آنرا دنبال میکنید پس بعد از انجام خرید و فروش اصولا احتیاجی ندارید تا مدام قیمتها را چک کنید. سعی کنید از وقتتان بطور بهینه استفاده کنید و آن را با نگاه کردن بی مورد به نمودار هدر ندهید .

تجارت در بازارهای مالی یک روش عالی برای کسب پول است ولی ما باید باور کنیم که برای کسب درآمدی قابل توجه میبایست بصورت قابل توجهی نیز کوشش کنیم. اگر شما یک سهم را به قیمت 50 دلار و به میزان 50000 دلار خریداری کنید و بعد از یکسال قیمت سهم 200 دلار باشد در حقیقت شما 150000 دلار درآمد کسب کرده اید . آیا جالب نیست این میزان درآمد را با دنبال کردن قوانین و چک کردن بازار تنها برای چند دقیقه در روز بدست بیاورید. اما بسیاری از تریدرها زمانی که در مثال فوق قیمت به 70 دلار میرسد و در حالی که هنوز سیستم سیگنال فروش نداده است سریعا سهم را به فروش میرسانند و به حساب خودشان سودی را کسب میکنند اما بعد از مدتی تمام سود بدست آمده را در یک معامله دیگر از دست میدهند. اگر شما بتوانید به عنوان یک تریدر زمان مناسبی را برای ترید کردن و اجرای درست قوانین اختصاص دهید مطمئنا پول زیادی را نیز کسب خواهید نمود .

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا